
علی (محمد مختاری) پس از سالها یکی از دوستانش به نام موسی تردست (بهروز قادری) را میبیند و به واسطۀ او به یک دورۀ عملی خودسازی و مراقبه که مربیاش یک استاد خارجی است میرود. دوست خانوادگیاش بزرگ (رامین راستاد) نیز در این دورۀ ده روزه، او را همراهی میکند. علی به وقت ظهر برای نماز برمیخیزد که با مخالفت مربی مواجه میشود چون قرار است در این دوره همه عبادات تعطیل شود. او کلاس را ترک میکند. بزرگمهر پس از دورۀ ده روز میآید که میبینیم مهارتهای عجیبی یافته است. مثلاً بدون نگاه کردن به صفحه کلید میتواند با سرعت زیاد تایپ کند، ذهن دیگران را بخواند و… علی از جهش ذهنی و مهارتی رفیقش در تعجب است. او که توقع داشته ماجرا برعکس باشد سرگردان با این پرسش مواجه میشود که چرا نماز و عبادات بیست سالهاش در زندگیاش تاثیر نداشته اما بزرگمهر با یک دورۀ ده روزه به طور کلی تغییر کرده است. اندکاندک ورق بر میگردد. در حالیکه بزرگمهر روزها ظاهراً انسان موفقی است شبها به یک موجود ترسناک تبدیل میشود و همسرش را نیز کتک میزند. بزرگمهر اگرچه در ذهنیات خود تغییراتی کرده اما این تغییرات در راستای نفسانیت او بوده است. او یکی از زنانی که به آن کلاسها میآمده را به خود جذب نموده و حالا میکوشد شرایطی فراهم کند تا زن از شوهرش جدا شده، به او بپیوندد. علی از طریق یک دوست قدیمی نام فتاح (حامد محمدیان) متوجه نقص عبادات خود میشود و در دین خود غور میکند. او سعی میکند بزرگمهر را به زندگی عادی برگرداند اما موفق نیست. نتیجتاً بزرگمهر به دست شوهر آن زن خیانتکار کشته میشود. علی به ناگهان از خلسه خارج میشود….
