برچسب مرجان سپهری

جشن ایرانی 1388

یک سرایدار مدرسه تصمیم می‌گیرد مراسم عروسی پسرش را در ایام تعطیلات نوروز در مدرسه برگزار کند ولی غافل از اینکه این مدرسه از طرف آموزش و پرورش در اختیار مهمانان نوروزی قرار دارد.

به نام گل سرخ 1386

داستان اين فيلم درباره دو جوان است كه درالمپياد شيمي درخارج از كشور عناويني را كسب كرده بودند. يكي از اين جوانان با بازي غزل صارمي براي ادامه تحصيل به خارج از كشور مي‌رود و جوان ديگر با بازي سام درخشاني به ايران مي‌آيد و در سازمان انرژي اتمي به توليد راديو دارو مشغول مي‌شود. اوج قصه زماني آغاز مي‌شود كه غزل صارمي به ايران مي‌آيد و مواجه اين دو جوان شكل مي‌گيرد.

هشت 1389

نادر چایخانه داری که وقتی در جاده شاهد تصادف است خود را مقصر کشته شدن سرنشینان ماشین می داند و عذاب وجدان می گیرد ، در حالی که نقش اصلی در این موضوع نداشته است. پس از مراجعه به تهران با مشکلات عدیده ای روبرو می شود ، گره های کاری ، مشکلات مالی ، درخواست نیما برادرش که از کانادا آمده و سهم خود را از چایخانه می خواهد و...

مسیر آسمان 1389

داستان «مسير آسمان» درباره كارگری است كه در بخش خدمات فرودگاه حجاج كار می‌كند و قرار است به سفر حج برود. داستان سفر وی با دو خانواده ديگر گره می‌خورد و ....

مسیر انحرافی 1390

دانشمندی که در یک جزیره ساکن است، قصد دارد با فرودآوردن یک هواپیما که حامل تعدادی از نخبه‌های ایرانی است در یک جزیره دورافتاده، با انجام آزمایش‌های مختلف بر روی این افراد به اهداف خود دست بیابد؛ ولی به اشتباه هواپیمای مسیر ایران به آفریقای جنوبی را شناسایی می‌کند و با اختلال در سیستم ناوبری هواپیما، باعث فرود اضطراری هواپیما در جزیره می‌شود. حال مسافران هواپیما یک اجتماع کوچک را در جزیره تشکیل داده‌اند که قصد دارند به هر ترتیب از جزیره رهایی بیابند. اما دانشمند ناشناس که گمان می‌کند این افراد همان نخبه‌های علمی ایران هستند می‌کوشد …

هما 1386

هما زن خیری است که به بچه‌های یتیم و بی‌سرپرست کمک می‌کند و فرشته را هم تحت سرپرستی خود گرفته است. او سهمیه سفر حج خود را به پیرزنی به اسم بدری می‌بخشد و همان روز به زنی برخورد می‌کند که شوهرش به علت عدم رضایت خانواده مقتول در زندان به سر می‌برد و زن برای آزادی شوهرش، تصمیم گرفته دخترش را به عقد پیرمرد ثروتمندی درآورد. هما خیلی سعی می‌کند رضایت خانواده مقتول را بگیرد از طرفی حضور فرشته مرگ را مدام حس می‌کند و در نهایت به ابدیت می‌پیوندد.

یادگاریهای مادربزرگ 1396

در این سریال ۴ عروسک به نام های مَ ، ت ِ ، نی و نا با رنگ های آبی ، نارنجی ، زرد و سبز در خانه قدیمی مادربزرگ گوهر زندگی می کنند . این خانه از قدیم محل بازی کردن بچه ها بوده و بچه برای بازی کردن با عروسک های مادر بزرگ و گذراندن اوقات فراغت به آنجا می رفتند . گوهر خانم که فرزندش به شهر دیگری مهاجرت کرده است یک دختر به نام گلبرگ را پذیرفته و بزرگ کرده است . پس از فوت مادربزرگ این خانه از رونق افتاده و فقط عروسک ها در این خانه رفت و آمد می کنند .سپس نوه مادربزرگ و همسرش به این خانه بازگشتند .دوباره خانه مادربزرگ پر از شادی و محلی برای رفت و آمد و بازی بچه ها می شود و اتفاقاتی در این میان رقم می خورد .