دوتا دم و دوتا بازدم

خانه شخص امام منبر بود. مریم می‌گفت: هرروز همین است. مردم بس که زیادند توی خانه جا نمی‌شوند. مریم گفت: آقا را دیده‌ام. دیگر نمی‌روم که حق دیگران را نخورم.

خانه شخص امام منبر بود. مریم می‌گفت: هرروز همین است. مردم بس که زیادند توی خانه جا نمی‌شوند. مریم گفت: آقا را دیده‌ام. دیگر نمی‌روم که حق دیگران را نخورم.

دوتا دم و دوتا بازدم

به گزارش اصفهان زیبا؛ خانه شخص امام منبر بود. مریم می‌گفت: هرروز همین است. مردم بس که زیادند توی خانه جا نمی‌شوند. مریم گفت: آقا را دیده‌ام. دیگر نمی‌روم که حق دیگران را نخورم.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *