دلتنگم ولی خوشحالم که به آرزویش رسید

۹ تیر ۱۴۰۵ – ۱۵:۱۹

شهید مهدی مرتضایی

زندگی با یک پلیس سختی‌های خودش را دارد. با این حال، زندگی‌مان شیرینی‌های خودش را داشت و با همه عشق و سادگی روزگارمان را می‌گذراندیم

سرویس جهاد و مقاومت مشرق- جنگ رمضان، تنها یک نبرد نظامی نبود، بلکه آزمونی بود برای جان‌های مشتاقی که میان وظیفه و عشق به شهادت، مرزی نمی‌شناختند. در میان انبوه جبهه‌داران، چهره‌هایی از نیروهای انتظامی (فراجا) نمایان بودند؛ مردانی که در زمان صلح، نگهبان امنیت مردم و مأموران نظم هستند و در زمان جنگ، به پیشقراولان جبهه مقاومت می‌شوند. در طول جنگ تحمیلی رمضان، فراجا شهدایی را تقدیم کرد؛ شهید مهدی مرتضایی یکی از این شهداست که در جنگ رمضان به شهادت رسید. در ادامه این نوشتار صحبت های فاطمه عبداللهی، همسر شهید، از محضرتان می‌گذرد؛

دلتنگم ولی خوشحالم که به آرزویش رسید

دوست داشتم پلیس شوم!
ما اهل اصفهان انده‌ام و کاش‌های زندگی‌ام؛ کاش می‌دانستم و بیشتر با او صحبت می‌کردم، کاش می‌دانستم که خدا خیلی زود او را به آرزویش می‌رساند و من بیشتر قدر لحظاتی را که در کنار هم بودیم، می‌دانستم. کاش می‌شد که یک بار دیگر او را ببینم، کاش می‌شد بیشتر با او حرف بزنم، بیشتر کمکش می‌کردم و هیچ‌وقت حرفی نمی‌زدم که ناراحت شود. اما همان‌طور که گفتم، با همه این دلتنگی‌ها، به راهی که او انتخاب کرده بود افتخار می‌کنم. حقیقت این است که خون شهدا همیشه باعث استواری و قدرت بیشتر جامعه می‌شود. این را هم بگویم که ما اجازه نمی‌دهیم کشورمان به دست بیگانگان بیفتد و راه شهدا را ادامه خواهیم داد و امیدوارم روزی برسد که ظلم و ستم در دنیا از بین برود، دیگر هیچ کودک بی‌گناهی قربانی جنگ و خشونت نشود و دنیا روی آرامش و عدالت را ببیند. امید که شهدا شفیع ما باشند و چراغ هدایت ما شوند.

روزنامه جوان/

منبع  : مشرق نیوز

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *