دستبرد فکری با رضایت پدید آورنده!

واژه دستبرد در اصطلاح عمومی و اگر مترادف با سرقت باشد، دلالت بر ورود پنهانی به محدوده مادی تحت اختیار دیگران و ربایش اموال آنان دارد. اگر به شکل نمادین در این تعریف بخواهیم اموال را با افکار یا آثار فکری جایگزین کنیم، باز هم می‌توانیم از واژه‌های سرقت و دستبرد برای آن استفاده کنیم. البته در سرقت‌های آثار هنری، علاوه بر نقض مالکیت فکری در برخی موارد با سرقت‌های مادی نیز طرف هستیم. یعنی در این حوزه می‌توانیم با سرقت از نوع مشروح در قانون مجازات و سرقت از نوع مورد اشاره در قانون مطبوعات و همچنین سوء استفاده‌های هنری و فکری مورد نظر قوانین حقوق هنرمندان و حمایت از مالکیت فکری مواجه باشیم.

واژه دستبرد در اصطلاح عمومی و اگر مترادف با سرقت باشد، دلالت بر ورود پنهانی به محدوده مادی تحت اختیار دیگران و ربایش اموال آنان دارد. اگر به شکل نمادین در این تعریف بخواهیم اموال را با افکار یا آثار فکری جایگزین کنیم، باز هم می‌توانیم از واژه‌های سرقت و دستبرد برای آن استفاده کنیم. البته در سرقت‌های آثار هنری، علاوه بر نقض مالکیت فکری در برخی موارد با سرقت‌های مادی نیز طرف هستیم. یعنی در این حوزه می‌توانیم با سرقت از نوع مشروح در قانون مجازات و سرقت از نوع مورد اشاره در قانون مطبوعات و همچنین سوء استفاده‌های هنری و فکری مورد نظر قوانین حقوق هنرمندان و حمایت از مالکیت فکری مواجه باشیم.

اما به طور کلی و در مفهوم ژورنالیستی و عمومی‌تر قضیه، می‌توانیم توافق کنیم که سرقت هنری یعنی سوء استفاده و نشر غیر مجاز آثار فکری دیگران بدون اجازه آنان؛ خواه به نام خود آن‌ها در مقام نشر غیر قانونی، خواه بدون نام هیچ‌کس و خواه به نام دیگران چه با نشر و چه بدون نشر غیر قانونی.
دستبرد با رضایت تا اینجا با فرضی طرف بودیم که پدیدآورنده یک اثر فکری، نسبت به زحمت و اثری که نتیجه این زحمت بوده ادعای مالکیت مادی و معنوی داشته، نام خود را نمی‌فروشد و نشر اثر خود را تنها به شرط ذکر نام خود و در ازای دریافت منافع، یا صلح حقوق مادی به دیگران می‌سپارد.
این شکل عادی و طبیعی قضیه است. اما تصور کنید که آیا امکان دارد کسی نسبت به سرقت مالکیت فکری خود رضایت دهد و دیگران را مجاز کند که آثار او را به نام خودشان یا اشخاص ثالث منتشر کنند، یا حتی به فروش برسانند و از آنان کسب منفعت کنند؟
متأسفانه پاسخ مثبت است. این مورد در سال‌های اخیر بیشتر از سابق دیده می‌شود. بارزترین مصداق آن، آگهی‌های تهیه و تنظیم پایان‌نامه‌های دانشجویی است. بدین صورت که فرد یا گروهی با دارا بودن منابع، به شکل تدوینی یا به شکل تألیفی اقدام به تهیه پایان‌نامه‌های تخصصی دانشجویی کرده و نتیجه دسترنج خود را در اختیار دانشجویی قرار می‌دهند که بابت این تحقیقات زحمتی نکشیده و آنان را خلق نکرده است. البته این خدمات در ازای دریافت مبالغی است که به شکل دستمزد تلقی می‌شوند و حتی ممکن است این رابطه غیر‌قانونی و متقلبانه در چارچوب طبق قرارداد منعقد شده باشد؛ اما باز هم غیر قانونی است.
در باب دریافت دستمزد می‌توانیم با پیش‌کشیدن حقوق مادی مؤلف قانع بشویم که این زحمات نباید بی‌پاسخ بمانند و باید در برابر آن‌ها دستمزدی پرداخت شود. اما در باب حقوق معنوی مؤلف چطور؟

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *