خانم صفوی سه مقاله جنجالی، هر سه با عنوان «مگر زن هم روزنامه میخواند» را در اخگر به چاپ رسانید. او از انتقاد به فضای فرهنگی اصفهان و نبود امکانات سوادآموزی برای زنان شروع کرد و با نتایجی که آموزش زنان، در جهت توانمندسازی ایشان، همچنین پیشرفت اوضاع جامعه و بهبود حال و روز مردان به همراه خواهد داشت، اهداف نوشتارش را مشخص کرد. سپس به میان جامعه واقعی آن زمان آمد و پیامدهای بیسوادی را که برای مخاطبش نمود عینی و ملموس داشت، بیپرده بیان کرد:« اگرچه اخلاق و رفتار مردم به نظرم عجیب آمده است، خصوصا شنیدن جمله مگر زن هم روزنامه میخواند، لیکن از موهومپرستی و عقاید مهمله مردم هم چندان بیاطلاع نیستم. قضیه معجزه آردچی و مراد دادن علیقاپو، بختگشایی منار ته برنجی و خوردن آب کثیف کاغذ گرخانه …»
نویسنده در اینجا به چندین نمونه خرافهگرایی در میان عوام اشاره میکند که ماجرای هر کدام را شاید بتوان در منابع تاریخی پیدا کرد؛ اما درباره خوردن آب کثیف کاغذ گر خانه، روزنامه اخگر، گزارشی را یک سال پیش از مقاله خانم صفوی ارائه داده که از این قرار است :
