جوامع درحالتوسعه، در حال گذار از نگرشهای سنتی به مدرن هستند. اما در این دوران گذار هم، زنان جایگاهی شایسته در عرصه مشارکت سیاسی نیافته و بهعنوان موجود ناکامل سیاسی مورد قضاوت قرار گرفتهاند. زنان از شبکه تعاملات اجتماعی دور شدهاند و راه گذر آنان به سطوح عالی قدرت سیاسی دشوار شده است. به عبارتی همچنان مشارکت زنان در ردههای بالای سازمانی دارای موانع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، عرفی و سلیقهای است. در حال حاضر شمار زنانی که بر مسند قدرت در جهان تکیه زدهاند، کمتر از سالهای گذشته است و حتی پنج درصد از مجموع رهبران جهان را هم تشکیل نمیدهند.
رقابت سیاسی در همه جای جهان از مهمترین رقابتها به شمار میرود و حضور بیشتر مردان به نسبت زنان در این عرصه باعث شده تا منافع زنان خواسته یا ناخواسته چندان مورد توجه قرار نگیرد. مشارکت پایین زنان نیز منجر شده تا دموکراسی تماموکمال در جامعه محقق نشود. صرف داشتن حق رأی برای زنان به مشارکت سیاسی آنان و تحقق دموکراسی ختم نمیشود. نقش زنان در سیاست ایران از دیرباز با موانع متعددی روبهرو بوده است. حال در آستانه انتخابات مهم ریاست جمهوری در سال 1400 این سؤال مطرح است که احزاب تا چه اندازه به حضور زنان در سطوح عالی تصمیمگیری باور دارند و در تلاش برای تربیت مدیران زن برای آینده سپهر سیاسی ایران هستند؟ در این زمینه گفتوگو كردیم با حمیدرضا كارگر، فعال سیاسی اصلاحطلب و سخنگوی حزب جمهوریت ایران اسلامی كه مشروح آن را در «اصفهانزیبا» میخوانید.
