برای من، عید قربان، مساوی بود با خانۀ حاجبابا. قدم به حیاط که میگذاشتی همهمهای بود از صدای بچهها و بازیشان با گوسفند پشمالوی قصهها. غرق در دنیای کودکانهمان میشدیم؛ بیآنکه بدانیم حاجبابا نماد بندگی خدا را خانه آورده است و قصد دارد سنت حضرت ابراهیم را بهجا آورد.
به گزارش اصفهان زیبا؛ برای من، عید قربان، مساوی بود با خانۀ حاجبابا. قدم به حیاط که میگذاشتی همهمهای بود از صدای بچهها و بازیشان با گوسفند پشمالوی قصهها. غرق در دنیای کودکانهمان میشدیم؛ بیآنکه بدانیم حاجبابا نماد بندگی خدا را خانه آورده است و قصد دارد سنت حضرت ابراهیم را بهجا آورد. ترازو میگذاشت مقابلش و بستههای گوشت قربانی را اندازه میکرد. میگفت: «به همه مساوی هدیه کنید. نبینم برای نزدیکترها بیشتر جدا کنید.»
