زیرلب گفت: سلام مامان جون، عکس بابا رو میخوام همون که پَر سبز خادمی کنارشه! دست نوهاش را لمس کرد: برای چی میخوای مادر؟ – توی لیست شهدای ترور شاهچراغه بابا!
به گزارش اصفهان زیبا؛ آبپاش را کنار گلدانهای روی نرده گذاشت. با قامت خمیده وارد اتاق شد. تلوزیون را روشن کرد. دستش را به سمت گوشش برد، چراغ سمعکش روشن شد. زیرنویس مثل نور از جلوی چشمانش رد میشد.
