«امبرتو اکو» یکی از نمادهای فلسفه پاپ در قرن بیستم است. موافقانش او را یک روشنفکر همهکاره مینامیدند و منتقدانش به او لقب فیلسوف تلویزیونی داده بودند. او در زمینههای مختلفی فعالیت میکرد: رمان مینوشت، در حوزه نقد سینمایی و ادبی قلم میزد، در باب فلسفه نظر میداد و مقالههای سیاسی و اجتماعی تألیف میکرد. نوشتههای او بااینکه ازلحاظ نظری و فلسفی عمق و جدیت چندانی ندارد، اما به خاطر در برگفتن دایره وسیعی از مسائل بشری میتواند برای مخاطبان جذاب و مهیج باشد.
«امبرتو اکو» یکی از نمادهای فلسفه پاپ در قرن بیستم است. موافقانش او را یک روشنفکر همهکاره مینامیدند و منتقدانش به او لقب فیلسوف تلویزیونی داده بودند. او در زمینههای مختلفی فعالیت میکرد: رمان مینوشت، در حوزه نقد سینمایی و ادبی قلم میزد، در باب فلسفه نظر میداد و مقالههای سیاسی و اجتماعی تألیف میکرد. نوشتههای او بااینکه ازلحاظ نظری و فلسفی عمق و جدیت چندانی ندارد، اما به خاطر در برگفتن دایره وسیعی از مسائل بشری میتواند برای مخاطبان جذاب و مهیج باشد. هگل، افلاطون، جنگهای اتمی، سوپرمن، میکی موس و سریالهای آبکی تلویزیون، همه و همه فقط در یک صفحه. اکو یکی از سردمداران و بانیان پیدایش نوع جدیدی از فلسفیدن در قرن بیستم بود: تفکر عامهپسند و فلسفه ژورنالیستی. همان چیزی که در دوران ما بهوفور به چشم میخورد. اکو کتابهای متعددی درباره هنر نوشته است. یکی از پرمخاطبترین آنها قرار بود کتاب «تاریخ زیبایی» در سال 2004 باشد، اما این کتاب موفقیت چندانی پیدا نکرد.
