بوسه‌باران اشک‌ها

خبر شهادت آقامصطفی را که برایش آوردند، روی طاقچه بودم. کاش دست داشتم تا شب و روز توی سرم می‌زدم. کاش دهان داشتم تا ضجه می‌زدم و مویه می‌کردم برای غربت آقامصطفی توی کشور غریب. ولی ایشان نه ضجه‌مویه کردند و نه حتی پیش علمای نجف قطره اشکی ریختند.

خبر شهادت آقامصطفی را که برایش آوردند، روی طاقچه بودم. کاش دست داشتم تا شب و روز توی سرم می‌زدم. کاش دهان داشتم تا ضجه می‌زدم و مویه می‌کردم برای غربت آقامصطفی توی کشور غریب. ولی ایشان نه ضجه‌مویه کردند و نه حتی پیش علمای نجف قطره اشکی ریختند.

بوسه‌باران اشک‌ها

به گزارش اصفهان زیبا؛ خبر شهادت آقامصطفی را که برایش آوردند، روی طاقچه بودم. کاش دست داشتم تا شب و روز توی سرم می‌زدم. کاش دهان داشتم تا ضجه می‌زدم و مویه می‌کردم برای غربت آقامصطفی توی کشور غریب. ولی ایشان نه ضجه‌مویه کردند و نه حتی پیش علمای نجف قطره اشکی ریختند.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *