رواندرمانگر عزیز،
چند ماه پیش و در یک گشت دانشگاهی1، پسر 18 ساله ما اعلام کرد که هدف و شغل آیندهاش را پیدا کرده است: او میخواهد وارد حرفه استندآپ کمدی بشود. واقعیت این است که او تا حدودی در این زمینه استعداد هم دارد؛ روی صحنه احساس راحتی میکند، اجرای کمدی بدنیاش2 خیلی خوب است، میتواند تقلید لهجه کند و جذاب و بامزه است.
درعینحال، بهعنوان یک فرد 18 ساله نامنظم و بیبرنامه است، مدام کارهایش را به تعویق میاندازد و وقتیکه خواب کافی نداشته باشد، به مقدار لازم آب ننوشیده باشد، تغذیه مناسب نداشته باشد یا دچار استرس و اضطراب شود، سردردهای میگرنی خیلی بدی میگیرد. به نظر میرسد که تا دیروقت بیدار ماندن، نداشتن یک برنامه پایدار و مشخص و همچنین استرس شدیدی که لازمه آن سبک زندگی است، برای بچهای که احتمالاً تا حد زیادی به ساختارمندی و خواب خوب شبانه نیاز دارد تا بتواند در محیط و دنیای کنونی بهدرستی کار و زندگی کند، ایده وحشتناکی باشد. از اینها گذشته، به این فکر میکنم که او چطور میخواهد قبضها را بپردازد، خانه بخرد و خانوادهای را اداره کند، تمام ملاحظات مربوط به زندگی واقعی که یک آدم 18 ساله به آنها فکر نمیکند؛ اما من خوب میدانم که این مسیر تا چه اندازه میتواند دشوار (و احتمالاً غیرواقعگرایانه) باشد.
