باید اقرار کنم همهی دو سه ماهِ گذشته منتظر سرما بودم تا بازارِ آشهای سنتی دوباره در خانهها و کافههای شهر داغ شود. بازاری که با همهی تار و پودش به فرهنگ ایرانی تنیده شده، آنقدر که غیرممکن است که چند سالی در ایران زندگی کرده باشید و خاطرهای از شلغم و چغندرهای داغ، آش رشتههای مزیّن به کشک و پیازداغ یا عدسیهای سر صبحِ زمستان نداشته باشید. اما در این فصلهای سرد، بهتر است چطور غذا بخوریم؟
بفرمایید غذا؛ زمستان سفره کشیده!
باید اقرار کنم همهی دو سه ماهِ گذشته منتظر سرما بودم تا بازارِ آشهای سنتی دوباره در خانهها و کافههای شهر داغ شود. بازاری که با همهی تار و پودش به فرهنگ ایرانی تنیده شده، آنقدر که غیرممکن است که چند سالی در ایران زندگی کرده باشید و خاطرهای از شلغم و چغندرهای داغ، آش رشتههای مزیّن به کشک و پیازداغ یا عدسیهای سر صبحِ زمستان نداشته باشید. اما در این فصلهای سرد، بهتر است چطور غذا بخوریم؟
