بزرگ‌ترین کابوس بشر عصر دیجیتال دنیای بدون رنج و مرگ / شفافیت مطلق فناوری، «سوژه آزاد» را به بن‌بست تاریخ می‌کشاند

 گروه اندیشه: یادداشت حاضر که در روزنامه ایران منتشر شده، به بررسی بخش پایانی کتاب «هگل و مغز سیمی» اثر اسلاوی ژیژک می‌پردازد که در آن مفهوم «آخرالزمان دیجیتال» واکاوی شده است. ژیژک هشدار می‌دهد که اتصال مستقیم مغزها و تحقق «تکینگی»، پایان فیزیکی جهان نیست، بلکه به معنای نابودی «سوژه انسانی» و عمق وجودی اوست. او میان وعده‌ی بهشت‌گونه‌ی تکنولوژی (جهانی بدون رنج و مرگ) و حقیقت تلخ آن یعنی «آخرالزمان بدون پادشاهی» تمایز قائل می‌شود؛ وضعیتی که در آن انسان با از دست دادن محدودیت‌ها و شکاف‌های درونی خود، از انسانیت تهی می شود. ژیژک با طرح مفهوم «سقوط از سقوط»، معتقد است خروج از نقص‌های انسانی، ما را به موجوداتی مکانیکی تبدیل می‌کند که دیگر قادر به تجربه لذت واقعی یا خلق تاریخ نیستند. در نهایت، او راه نجات را نه در نفی مطلق فناوری، بلکه در حفظ «هسته‌ی ناگفتنی سوژه»، پذیرش آگاهانه محدودیت‌ها و توانایی گفتن «نه» به شفافیت مطلق دیجیتال می‌داند تا آزادی و خودآگاهی در عصر پیوندهای مغزی قربانی نشود. این مطلب را در ادامه می خوانید:

۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ – ۱۴:۵۶
بزرگ‌ترین کابوس بشر عصر دیجیتال دنیای بدون رنج و مرگ / شفافیت مطلق فناوری، «سوژه آزاد» را به بن‌بست تاریخ می‌کشاند

 گروه اندیشه: یادداشت حاضر که در روزنامه ایران منتشر شده، به بررسی بخش پایانی کتاب «هگل و مغز سیمی» اثر اسلاوی ژیژک می‌پردازد که در آن مفهوم «آخرالزمان دیجیتال» واکاوی شده است. ژیژک هشدار می‌دهد که اتصال مستقیم مغزها و تحقق «تکینگی»، پایان فیزیکی جهان نیست، بلکه به معنای نابودی «سوژه انسانی» و عمق وجودی اوست. او میان وعده‌ی بهشت‌گونه‌ی تکنولوژی (جهانی بدون رنج و مرگ) و حقیقت تلخ آن یعنی «آخرالزمان بدون پادشاهی» تمایز قائل می‌شود؛ وضعیتی که در آن انسان با از دست دادن محدودیت‌ها و شکاف‌های درونی خود، از انسانیت تهی می شود. ژیژک با طرح مفهوم «سقوط از سقوط»، معتقد است خروج از نقص‌های انسانی، ما را به موجوداتی مکانیکی تبدیل می‌کند که دیگر قادر به تجربه لذت واقعی یا خلق تاریخ نیستند. در نهایت، او راه نجات را نه در نفی مطلق فناوری، بلکه در حفظ «هسته‌ی ناگفتنی سوژه»، پذیرش آگاهانه محدودیت‌ها و توانایی گفتن «نه» به شفافیت مطلق دیجیتال می‌داند تا آزادی و . اما هنوز فرصتی وجود دارد. این فرصت در پذیرش آگاهانه محدودیت‌ها، در حفظ شکاف درونی و در مقاومت در برابر وعده شفافیت کامل نهفته است. شاید قرن حاضر، با همه تهدیدهایش، همچنان فرصتی برای بازاندیشی عمیق در مفهوم آزادی، خودآگاهی و انسان بودن باشد.

او تأکید می‌کند که مقاومت واقعی نه در رد کامل فناوری، بلکه در حفظ آن هسته ناگفتنی و مقاومت‌کننده سوژه است. تا وقتی سوژه بتواند بگوید «نه»، حتی در میان قوی‌ترین شبکه‌های دیجیتال، هنوز امیدی برای انسانیت باقی مانده است. این رساله پایانی، کتاب را با پرسش‌های باز و تأمل‌برانگیز به پایان می‌رساند و خواننده را وادار می‌کند تا خود نیز در موقعیت سوژه عصر دیجیتال بیندیشد: آیا حاضر هستیم برای شفافیت و راحتی بیشتر، عمق وجودی و آزادی خود را قربانی کنیم؟

۲۱۶۲۱۶

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *