
گفتوگو با شهرام زرگر درباره ترجمه دو نمایشنامه تازه؛
اگر ترجمه بوی ترجمه بدهد، شکست خورده است
انتشار دو ترجمه تازه شهرام زرگر در نشر گره، بهانهای شد تا درباره انتخاب نمایشنامه، ترجمه، ادبیات نمایشی و نسبت زبان و اجرا با او گفتوگو کنیم؛ گفتوگویی که از معرفی دو کتاب فراتر رفت و به مباحثی درباره تئاتر، ترجمه و فرهنگ رسید.
سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – بهاءالدین مرشدی؛ هنوز کتابهای «یک پیکاسو» نوشته جفری هچر و «بانوی نانزنجبیلی» نوشته نیل سایمون با ترجمه شهرام زرگر منتشر نشده بود که نسخههای پیش از انتشارشان به دستم رسید. قرار بود درباره این دو کتاب با زرگر گفتوگو کنم، اما پیش از مصاحبه لازم بود هر دو نمایشنامه را بخوانم. این «وظیفه» خیلی زود به لذت تبدیل شد؛ دو نمایشنامه خوشخوان که هر کدام را در رفتوبرگشتهای مترو تمام کردم.
وقتی روبهروی شهرام زرگر نشستم، بیش از آنکه بخواهم گفتوگو کنم، خوانندهای بودم که تازه دو نمایشنامه را تمام کرده و حالا میخواست با مترجمشان درباره انتخاب متن، ترجمه و خود نمایشنامهها حرف بزند. زرگر از مترجمانی است که در انتخاب آثار دقت دارد و نمایشنامههای خواندنیای را برای جامعه تئاتری و کتابخوانها ترجمه کرده. همین وسواس، گفتوگوی ما را از معرفی دو کتاب فراتر برد و به بحثی درباره ترجمه، تئاتر، زبان و نسبت سرگرمی و هنر کشاند.
