برچسب رمان ایرانی

باور دارم ما ایرانی ها کتاب خوانیم!

گفتگوی دوستانه‌ای که در ادامه می‌خوانید بخشی از پرسش و پاسخ‌هایی است که سرویس فرهنگی گروه رسانه‌ای «صورمدیا» با خانم ندا نیکو ترتیب داده است. وی کارشناس‌ارشد ادبیات کودک‌و‌نوجوان، نویسنده و فیلمنامه‌نویس است که در کارنامه وی به جز تالیف…

به زمین می‌گویم بیهوده نچرخ

سعید محسنی از ابتدای دهه 80 تاکنون «آوازی برای سنجاقک‌های مرده»، «دختری که خودش را خورد»، «نهنگی که یونس را خورد هنوز زنده است»، «کاپیتان بابک» و آخرین اثرش «برسد به دست لیلا حاتمی» را منتشر کرده است. از او نمایشنامه‌«ردپا اگر ماندنی بود هیچ‌کس راه خانه‌اش را گم نمی‌کرد» در قالب کتاب و نمایشنامه‌هایی پراکنده در نشریه‌های نمایشی منتشر شده است. اکنون دو دهه است که آثار او روی نشر را به خود می‌بیند و پس‌ازاین مدت می‌توان از مجموعه آثار او و ویژگی‌های مشترکش سخن گفت.

فارسی شکر است

حدود صدسال پیش (سال ۱۳۰۰) کتابی (در برلین) منتشر شد که آن را آغازگر سبک نوین داستان‌نویسی در ایران می‌دانند: یکی بود یکی نبود  اثر محمدعلی جمالزاده. این کتاب مجموعه‌ هفت داستان کوتاه است به این شرح: فارسی شکر است، رجل سیاسی، دوستی خاله‌خرسه، درد دل ملا قربانعلی، بیله دیگ بیله چغندر، ویلان‌الدوله و کباب غاز. به غیر از یکی از داستان‌ها (ویلان‌الدوله) سایر داستان‌ها از زبان راویان اول شخص که مردند، بیان می‌شوند. تقریبا در تمام داستان‌ها گویی روح خود جمالزاده، به صاف و سادگی خودش، حلول می‌کند و شروع به حرف‌زدن و روایت‌کردن می‌کند.

اگر ترجمه بوی ترجمه بدهد، شکست خورده است

انتشار دو ترجمه تازه شهرام زرگر در نشر گره، بهانه‌ای شد تا درباره انتخاب نمایشنامه، ترجمه، ادبیات نمایشی و نسبت زبان و اجرا با او گفت‌وگو کنیم؛ گفت‌وگویی که از معرفی دو کتاب فراتر رفت و به مباحثی درباره تئاتر، ترجمه و فرهنگ رسید.