۷ مرداد ۱۴۰۵ – ۰۶:۱۶
به گزارش خبرآنلاین سایت عصرایران نوشت: در تازه ترین مورد آقای موسی غنینژاد حتی یک گام فراتر گذاشته و از لفظ “شیاد” استفاده کرده است. چرا؟ چون برخی از سخنان شاعرانه خود را به فردی به نام “شاندل” منتسب کرده در حالی که او وجود خارجی ندارد و شاندل یعنی شمع و شمع سرواژۀ شریعتی مزینانی علی است!
با این حساب لابد مولانا هم شیاد است چون برخی معتقدند شمس تبریزی وجود خارجی نداشته یا اگر بوده واجد چنین شأن و مقام و جایگاهی نبوده که در سخن مولانا متجلی است بلکه درویشی عادی بوده است و مولانا آن حجم از سخنان پیامبرگونه را به او نسبت داده و حتی نام دیوان کبیر خود را شمس گذاشته تا حمل بر خودستایی نشود.
او متولد 1330 است و در جریان انقلاب و سالهای بعد از آن در سنوسالی بوده که بتواند بنویسد و نقد کند اما نبوده و نبوده و یکهو ظهور کرده است. از این نظر شبیه سید جواد طباطبایی که دیر رسیده بود و این تأخیر را میخواست با پرخاش جبران کند و اواخر خیال میکرد تئوریسین انقلاب ملی ایران شده! البته از حق نباید گذاشت مرحوم دکتر طباطبایی از حیث دانش و آکادمیسینی قابل قیاس با آقای غنینژاد نبود. منتها در ادبیات تند و پرخاش به این و آن شباهتهایی دارند.
