برچسب موسی غنینژاد
موسی غنینژاد در مناظره با جبرائیلی: تئوری مداخله دولت در اقتصاد غیرعقلانی است
از غنینژادتا سروش، عبدالکریمی و اردکانی در تحلیل عبدالجواد موسوی/ ابتذال، جای تفکر اصیل را میگیرد؟/ آسیبشناسی ساخت دوقطبیهای کاذب در عرصه عمومی
گروه اندیشه: سیدعبدالجواد موسوی نویسنده و روزنامه نگار، در گفت و گویی که محسن آزموده و طاهره مهری در ایبنا با او انجام داده اند، به نقد نقش رسانه ها در ترویج مباحث فکری و اندیشه ای می پردازد و جنجال های مصنوعی و کاذب ناشی از توهین و هتاکی در هفته های اخیر یک اقتصاددان به برخی چهره های روشنفکری معاصر ایران به ویژه دکتر علی شریعتی را به بررسی می نشیند. موسوی در این گفت و گو معتقد است که نشریات و رسانهها با سادهسازی افراطی مباحث فلسفی و جامعهشناختی جهت جلب مخاطب عام، جریانی مبتذل از نقد را شکل دادهاند که به جای تحلیل علمی، به «هتاکیهای بیهزینه» و «فحاشی مدمحور» علیه چهرههای تاریخ اندیشه بدل شده است. از نظر او جدالهای اخیراً برانگیختهشده میان برخی اقتصاددانان و روشنفکران، نمونهای بارز از همین الگویِ تقلیلگرایانه است؛ الگویی که با ساخت دوقطبیهایِ کاذب و رواجِ نقدهایِ تکجملهای، عملاً بستر اندیشیدن و نقد منصفانه را مسدود میکند. عبدالجواد موسوی ریشهی اصلی تمایل به چنین تقلیلگراییهایی را در فرار همگانی از «رنج آگاهی» و تمایل جامعه برای «مسئولیتگریزی» می داند؛ تا جایی که تمامِ ناکامیها و مصائب تاریخی به چند متفکر گذشته نسبت داده میشود تا جامعه خود را از پذیرش مسئولیت انتخابها و افکارش مبرا سازد. هرچند روشنفکران و آثارشان خالی از خطا نیستند، اما محاکمهی تاریخ بدون در نظر گرفتن اقتضائات زمانه و تقلیل سیر و سلوکِ فکری آدمها به یک مقطع خاص، رفتاری غیراخلاقی و بازدارنده در مسیر بالندگیِ گفتوگوی ملی است. راه حل موسوی برای گذر از این ابتذال این است که اهلِ فرهنگ باید از گردننهادن به سلایق «مخاطبان مصرفگرای رسانهای» خودداری ورزیده و با پرهیز از فضاسازیهای پوپولیستی و بازیهای دوقطبی، به تثبیت مخاطب جدی و صیانت از عمق تفکر تاریخی اهتمام ورزند. این گفت و گو را در ادامه می خوانید:
همه مسئولند، صرفا روشنفکر مسئول نیست!
عبدالجواد موسوی گفت:کسانی که الان به همۀ روشنفکران این مملکت ذیلِ عنوانِ پنجاه و هفتی بدوبیراه میگویند، از سر آگاهی این حرفها را میزنند؟ باید به اینها بگوییم تو اصلا غلامحسین ساعدی خواندهای؟ اگر خواندی، کدام آثارش را خواندهای؟ کدام اثر او منجر به تقویت انقلاب شدهاست؟ اگر اینها را بگوید، من حاضرم با او وارد گفت و گو شوم ولی اگر دقیقا همان حرفی را که من و تو میزند، از زبانِ اینها بشنوم، برایم قابل تحمل نیست. واقعا مبتذل است. اگر مسئولیت هست، آدمها همه مسئولند. صرفا روشنفکر مسئول نیست.
توهین به شریعتی ادامه کار کیهان
گروه اندیشه: مطلب حاضر از سوی علی زمانیان در کانال تلگرامی اش، به دنبال جدل های کلامی و توهین برخی نخبگان به دیگر اندیشمندان در این روزها نوشته شده است. در این نوشتار تلاش شده مرز میان نقد و ترور شخصیتی مشخص شود. از نظر نویسنده نقد پیشینیان و به چالش کشیدن پیشفرضها، ضرورتی انکارناپذیر برای جلوگیری از تحجر و پویایی تفکر جامعه است. با این حال، مرز پررنگی میان نقد معرفتیِ اندیشهها و تهاجم اخلاقی به شخصیتها وجود دارد. برخورد مبتنی بر اهانت و برچسبزنی، نه نقد، بلکه سرمایهسوزی فرهنگی است. تخریب سرمایههای تاریخساز جامعه، تخریب حافظه جمعی است؛ نقد واقعی کنشی خردمندانه، اخلاقی و سازنده است، در حالی که حمله به اشخاص تنها به حذف و نابودی اندیشه میانجامد. این مطلب را در ادامه می خوانید:
دکتر شریعتی را باید نقد عالمانه کرد یا مانند غنی نژاد به باد ناسزا و توهین گرفت؟
غنینژاد در نقد شریعتی از تعابیری استفاده کرد که ، حتی اگر اصل نقد او را وارد بدانیم، با ادبیات علمی و اخلاقی یک نقد جدی سازگار نیست. «شیاد» خواندن یک متفکر، جایگزین نقد آثار و اندیشههای او نمیشود.
حمله شدیداللحن عبدالکریم سروش به محمد قوچانی و موسی غنی نژاد / گناه کبیره به نام خدا
گروه اندیشه: نزاعی سخت درگرفته است که از منظر فکری بر اساس آنچه ارائه شده، بس بی پایه، و بر اساس مشکل گشایی از گره ها و بحران های کشور، سخت بی بنیان است. ماجرا از توهین دکتر موسی غنی نژاد در یک گفت و گو آغاز شد که غنی نژاد، علی شریعتی را به نامسلمان بودن و شیادی متهم کرد. همان سنت قبیحه ای که از قبل و بعد از انقلاب به ویژه بس رواج داشته و می رود در شرایط تهاجم اسراییل و آمریکا به ایران، لباس نویی بر تن کند. که خود بی تردید ادامه سنت ترامپیسم در جهان تندرو و بنیادگرا آمریکایی و اروپایی برآمده از نولیبرالیسم است. پاسخ دکتر عبدالکریم سروش، آن نظام تحقیری و طرد و حذف کننده موسی غنی نژاد را با بیان تحقیر و توهین های مضاعف، تقویت کرد و سروش به همان دامی افتاد که پیش از آن غنی نژاد افتاده بود. گفت و گوی سروش با اندیشه پویا، ابعادی دیگر از این منازعه را برملا ساخت. با پاسخ محمد قوچانی در مجله آگاهی نو شماره ۶۴۲ ابعاد این منازعه گسترده تر شد. در مقاله قوچانی انحراف فکری سروش از مقاله «صناعت و قناعت» آغاز شده و با اعلام خبر مرگ روشنفکری دینی، به تولدی دیگر از توتالیتاریسم در عبدالکریم سروش تاکید کرده است. این مطلب قوچانی نیز بی پاسخ نماند و سروش به آن جواب شدیداللحنی داد. که در زیر آن را می خوانید:
