از ابتدای شکلگیری دولت دوم حسن روحانی انتقاد جریان اصلاحات به کارگزار اصلی دولت دوازدهم هموزن اصولگرایان ولی از منظری دیگر است. اصلاحطلبان سرمایه اجتماعی خویش را در خدمت روحانی قرار دادند و حال از دولت او به دلیل اتخاذ رویکردهای غیراصلاحطلبانه انتقاد میکنند، نقدهایی که به حوزههای مختلف از قبیل وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باز میگردد. به نظر میرسد بخشی از نقدهای امروز به دلیل دور شدن از فضای سالهای 92 و 96 انجام میگیرد. با فاصلهگرفتن از رویدادهای گذشته و قرار گرفتن در زمان حال سادهتر میتوان به نقد تصمیمگیریها و سیاستهای دولت پرداخت. نمیتوان از یاد برد که سال 92، محمدرضا عارف شانس رأی آوری چندانی نداشت، احتمالا مجموع آرای او چیزی در حدود پنج الی شش میلیون رأی میشد و در نهایت سکان دولت یازدهم به دست اصولگرایان میافتاد.
از سوی دیگر، مسائل مرتبط با حوادث سال 88 و فاصله گرفتن طیفی از اصلاحطلبان با حاکمیت فرصت کافی را به آنان نمیداد تا بتوانند دغدغههای اصلاحگرایانه خود را به اجرا بگذارند، بنابراین بهترین تصمیم قبل از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری سال 96 حمایت از شخصیت و دولتی بود که بتواند قسمتی از سیاست عادیسازی رابطه با قدرت را همانند چهار سال قبل دنبال کند. اصلاحطلبان در ماههای اخیر به وضوح انتقادات خود به شخص روحانی را اعلام کردند. وزیران روحانی توانی برای پاسخدادن به مطالبات شهروندان ندارند، نزدیک شدن روحانی به اصولگرایان و بر زمین ماندن برخی از خواستههای سیاسی نیز در گفتارهای انتقادی اصلاحطلبان به صورت مشخص بیان شد.
