از «پانزده خرداد» تا «غدیر» تا «باغ ابریشم»!

«آن‌ها با قدوقواره‌های کوچکشان التماس می‌کردند و ما انگشت‌به‌دهان، فقط نگاه‌شان می‌کردیم. آن‌ها التماس می‌کردند که بگذارید ما برویم از اسلام دفاع کنیم و ما…»؛ این بخشی از گفته‌های مردی است که روزی در قامت مربی، به نیروهای داوطلب اعزام به جبهه آموزش نظامی می‌داده است.

روایت روزی که آموزش نظامی نیروهای پابه‌رکاب در پادگان‌ها مورد توجه قرار گرفت

«آن‌ها با قدوقواره‌های کوچکشان التماس می‌کردند و ما انگشت‌به‌دهان، فقط نگاه‌شان می‌کردیم. آن‌ها التماس می‌کردند که بگذارید ما برویم از اسلام دفاع کنیم و ما…»؛ این بخشی از گفته‌های مردی است که روزی در قامت مربی، به نیروهای داوطلب اعزام به جبهه آموزش نظامی می‌داده است.

از «پانزده خرداد» تا «غدیر» تا «باغ ابریشم»!

به گزارش اصفهان زیبا؛ «آن‌ها با قدوقواره‌های کوچکشان التماس می‌کردند و ما انگشت‌به‌دهان، فقط نگاه‌شان می‌کردیم. آن‌ها التماس می‌کردند که بگذارید ما برویم از اسلام دفاع کنیم و ما…»؛ این بخشی از گفته‌های مردی است که روزی در قامت مربی، به نیروهای داوطلب اعزام به جبهه آموزش نظامی می‌داده است.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *