از سافروجت‌ها تا انجمن آمریکایی حق رأی زنان

اگر گذرتان به تاریخ کشورهای انگلستان و آمریکا خورده باشد، آغاز جنبش حق رأی برای زنان را میتوانید از دهههای پایانی قرن 19 دنبال کنید. این جنبش، به عنوان اولین مطالبه در راستای برابری، پیامدهای مهمی داشت و آثار ماندگاری چه از نظر فکری و چه از نظر شکل و شیوههای مبارزه بر زنان نسلهای بعد گذارد. آن چنان که با گذشت بیش از یک قرن همچنان میتوان پیرنگ مباحث گسترده آن جنبش را در گفتوگوهای امروزی نیز جست‌وجو کرد. این جنبش در بسیاری از کشورهای اروپایی و در قرن بعدی در بسیاری از کشورهای جهان شکل گرفت. اما اشاره به دو کشور آمریکا و انگلستان به این دلیل است که جنبش حق رأی در این دو کشور در آغاز قرن 20 به یکدیگر پیوستند و اثرات مهمی بر شکل مبارزه یکدیگر داشتند. 

اگر گذرتان به تاریخ کشورهای انگلستان و آمریکا خورده باشد، آغاز جنبش حق رأی برای زنان را میتوانید از دهههای پایانی قرن 19 دنبال کنید. این جنبش، به عنوان اولین مطالبه در راستای برابری، پیامدهای مهمی داشت و آثار ماندگاری چه از نظر فکری و چه از نظر شکل و شیوههای مبارزه بر زنان نسلهای بعد گذارد. آن چنان که با گذشت بیش از یک قرن همچنان میتوان پیرنگ مباحث گسترده آن جنبش را در گفتوگوهای امروزی نیز جست‌وجو کرد. این جنبش در بسیاری از کشورهای اروپایی و در قرن بعدی در بسیاری از کشورهای جهان شکل گرفت. اما اشاره به دو کشور آمریکا و انگلستان به این دلیل است که جنبش حق رأی در این دو کشور در آغاز قرن 20 به یکدیگر پیوستند و اثرات مهمی بر شکل مبارزه یکدیگر داشتند. 

با این وجود بستر سیاسی متفاوت کشورها مسیر جنبش را طی دههها تغییر داد. اگر چه نوع و شیوه برخورد با آنها تقریبا مشابه بود. شاید در دنیای کنونی که تمامی زنان دارای حق رأی هستند، تصور مبارزه برای به دست آوردن این حق کمی ناملموس باشد با اینکه آخرین کشوری که همچنان به زنانش حق رأی نداده بود مدت زمان زیادی نیست که این برابری حقوقی را در قوانین خود جای داده. اما برای زنان زیادی چه در آمریکا و چه در انگلستان، به دست آوردن حق رأی راهی بود برای به دست آوردن برابری در دیگر سطوح. بسیاری از زنان در اواخر قرن نوزدهم تصور میکردند که اگر حق رأی داشته باشند میتوانند از طریق مشارکت سیاسی، قوانین مربوط به دیگر نابرابریها همچون دستمزد نابرابر را اصلاح کنند. خصوصا در انگلستان که جنبش حق رای نزدیکی بیشتری با زنان کارگر داشت. برخی نیز برای اصلاحات اجتماعی، وارد این مبارزه میشدند. آنها فکر میکردند اگر دارای حق مشارکت سیاسی باشند میتوانند قوانینی همچون منع مصرف مشروبات الکلی را مصوب کنند. این تفکر را بیشتر میتوان در زنان جامعه آمریکا دنبال کرد. در هر صورت تصور آنها از داشتن حق رأی فرصتی برای تصویب قوانینی دلخواه بود که به نفع زنان و جامعه باشد. گرچه اینکه نفع زنان چیست و چرا زنان باید به فکر اصلاحات اجتماعی باشند یا اینکه از چه طریقی این مبارزه به پیش رود، همگی جزء مواردی بودند که گروههای مختلف بر سر آنها اختلاف نظر داشتند. این اختلاف نظرها در بسترهای سیاسی مختلف گاه میتوانست باعث اتحاد و همدلی آنها شود و گاه نیز فاصله و شکافی جدی را میان آنان به وجود آورد. آغاز جنبش حق رأی در هر دو کشور به شکلی مشابه شروع شد. زنان چه در آمریکا و چه در انگلستان از طریق نامهنگاری، فرستادن دادخواستهای تغییر و اصلاح قانونی از طریق مجلس قانونگذاری، چاپ نشریه، انتشار کتاب و … خواستار حق خود شدند. واکنش نسبت به چنین دادخواستهایی به شدت رادیکال بود. تمسخر، تحقیر، تحدید و تهدید، همجه همگانیای بود علیه برابری-خواهی. برخی از نمایندگان در آمریکا زنان را مسخره میکردند و برخی نمایندگان در انگلستان از این بابت نگران بودند. مردان بسیاری معتقد بودند که سیاست با حضور زنان به بازیچه بدل خواهد شد و از سوی دیگر آنها به وظایف اصلی خود که «مادری» و «خانهداری» است نمیتوانند بپردازند. این حرف مطابق با وضعیت زنان سفیدپوست طبقه متوسط نبود. در آن زمان بسیاری از امور خانه از روی دوش زنان برداشته شده بود و وسایل مکانیکی (گرچه ساده و ابتدایی) جای آن را گرفته بود. زنان وقت زیادی را در بیکاری به سر میبردند. این بیکاری و همزمان جنبش لغو بردهداری هر دو بر تفکر زنان اثر گذاشتند. آنها بی‌هیچ هویت اجتماعی و بی‌هیچ اعتبار قانونی گویی تازه فهمیده بودند که همانند سیاهپوستان به نوعی برده این جامعه هستند. اما این وضعیت برای زنان سیاهپوست و زنان کارگر صدق نمیکرد. آنها همچنان که ساعتهای طولانی (بیشتر از مردان) در کارگاهها و کارخانهها کار میکردند (با دستمزد کمتر) در خانه نیز از فرزندان مراقبت میکردند و به امور خانه میرسیدند و وسایل مکانیکی برای طبقه آنها نبود. اساسا بسیاری از زنان سفیدپوستی که جنبش حق رأی را در آمریکا شروع کردند تصوری از وضعیت زندگی این زنان یا زنان سیاهپوستی که تحت ستم دوگانه بودند نداشتند. گرچه در طول زمان و با شکلگیری گروههای مختلف سیاسی و اجتماعی برخی از زنان کارگر و سیاهپوست نیز به جمع مبارزان حق رأی پیوستند. در انگلستان نیز زنان طبقه متوسط زیادی در جنبش حق رأی شرکت داشتند اما زنان کارگر نیز حضور داشتند به نحوی که جنبش زنان با جنبش کارگری پیوندی بنیادین داشت.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *