بسیاری از ما حتی نسلهای جوانتر نصرالله وحدت را در قالب همان پسر خوشقلب فقیر فیلمهای دهههای 40 و 50 به یاد میآوریم. زمانی که مانند نمایندهای از طبقه خاصی از مردم با یک دختر پولدار آشنا میشد و این آغاز ماجرا بود. وحدت در بیش از 43 فیلم حضور پیدا کرد که در بسیاری از آنها در کسوت بازیگر و کارگردان حضور داشت و بهجرئت میتوان او را یکی از محبوبترین بازیگران قبل از انقلاب ایران دانست اما خاستگاه این بازیگر اصفهانی پرکار سینما که شب گذشته در سن 95 سالگی درگذشت؛ تئاتر بود.
ناصر کوشان نویسنده و کارگردان تئاتر حضور وحدت در دنیای تئاتر و سینما را اینطور مرور میکند: وحدت متولد 1304 در محله چهارسوق شیرازیهای اصفهان بود و پیوندش با تئاتر بهصورت تقلیدی در نوجوانی با دیدن سینمای صامت در سینما مایاک و ایران اصفهان آغاز شد که هنوز تماشاخانهها به شکل امروزی شناختهنشده بود و بیشتر نمایشهای بقالبازی و تخت حوضی که بیشتر در عروسیها یا جاهای خاصی رایج بود. ارحام و نصرالله وحدت و بعدها عیوقی که دانشآموز بودند با دیدن فیلمهای آن زمان سینما مثل باستر کیتون و چارلی چاپلین و تارزان در بیشههای کنار زایندهرود نقشها را برای خودشان بازی میکردند و بهاصطلاح ادایشان را درمیآوردند تا اینکه یک روز درگشت و گذارشان در چهارباغ اصفهان متوجه میشوند نزدیک هتل جهان محل سابق سینما همایون که باشگاه المپ بوده عدهای برای انجام کار تئاتر حضور دارند و ناصر فرهمند بنیانگذار تئاتر اصفهان که آنجا مشغول فعالیت است هنرجوی تئاتر میگیرد.
به نقل اخبار و اسناد و گفتههای کوشان « خلیفه یکروزه» اولین تئاتر نصرالله وحدت بوده که توسط فرهمند در تئاتر المپ اصفهان اجرا میشود و او به همراه رضا ارحام صدر در آن حضور مییابد. حدود دو سالی انجام کار نمایش در تئاتر المپ ادامه پیدا میکند و بعداً در تئاتر اصفهان و با سرمایهگذاری علی صدری در تئاتر سپاهان فعالیتش اوج میگیرد که با آمدن علیمحمد رجایی با سه دختر بازیگرش از کرمان و اضافه شدن بازیگران زن به تئاترشان این تئاتر بیشتر مورداستقبال قرار میگیرد و نصرالله وحدت روی صحنه عاشق فروغ رجایی میشود و با او ازدواج میکند و کمکم نمایشهای موفق آنها مثل «جاده زرین سمرقند» به اجرا در تهران میرسد و مورداستقبال قرار میگیرد. این رفتن همان و ماندن نصرالله وحدت در تهران همان. وحدت کمکم در تهران وارد سینما میشود و به جهت علاقهاش استودیو «نقشجهان» را در خیابان جامی تهران بنا میکند و آثار سینمایی مختلفی را تولید میکند و بسیاری از کارهای یک فیلم را همانجا انجام میدهد و کامل جذب سینما میشود. کوشان دلیل اصلی جذب وحدت به دنیای سینما و دور شدنش از تئاتر برخلاف ارحام را نوع بازی و کاراکتر خودش میداند که بسیار آرام و نرم با تکهپرانیهای خاص خود بوده و میگوید او از ابتدا هم برخلاف ارحام بیشتر به سینما علاقه داشته است. آثار وحدت مورد استقبال مخاطب عام قرار میگیرد و یکی از محبوبترین بازیگران آن سالها میشود. چیزی که به عقیده کوشان از شخصیت خود وحدت میآید: او سعی میکرد در سینما مرد صمیمت و اخلاق باشد و این خصیصهها را در کار خود نشان دهد. معمولاً شخصیتی که بازی میکرد از طبقه پایین بود و تمام تلاشش این بود که نمایندهای از مردم باشد. سینمای وحدت هرچند سینمای هنری و درجهیک نبود ولی مردم واقعاً دوستش داشتند و هرچند نتوانست بعد از انقلاب در سینما فعالیت کند ولی تا پایان به سینما و مردمش عشق میورزید حتی خیلی وقتها در صحبتهایش آرزوی فعالیت دوباره روی صحنه تئاتر و مرگ درصحنه را داشت هرچند این آرزو ناکام ماند.
