
فرهاد عاشق آرزو است و جلال پدر فرهاد مخالف ازدواج آنهاست . فرهاد بعد از مشاجره با پدر خود سوار ماشین می شود تا به نزد آرزو برود اما در راه با پیرمردی تصادف می کند…
فرهاد عاشق آرزو است و جلال پدر فرهاد مخالف ازدواج آنهاست . فرهاد بعد از مشاجره با پدر خود سوار ماشین می شود تا به نزد آرزو برود اما در راه با پیرمردی تصادف می کند...

فرهاد عاشق آرزو است و جلال پدر فرهاد مخالف ازدواج آنهاست . فرهاد بعد از مشاجره با پدر خود سوار ماشین می شود تا به نزد آرزو برود اما در راه با پیرمردی تصادف می کند…