برچسب یوسف صیادی

معرفی فیلم خواب نما ؛ یک کمدی جدید در تابستان 1405

فیلم خواب نما (۱۴۰۵) یکی از تازه‌ترین کمدی‌های اکران‌شده سینمای ایران است که به نویسندگی و کارگردانی رضا مقصودی ساخته شده است. این فیلم سومین تجربه کارگردانی مقصودی پس از فیلم کمدی خجالت نکش محسوب می‌شود و تهیه‌کنندگی آن را بهمن کامیار برعهده داشته است. در خواب نما جمعی از بازیگران باتجربه سینما و تلویزیون از جمله جواد رضویان، بیژن بنفشه‌خواه و بهاره کیان‌افشار در نقش‌های اصلی ظاهر شده‌اند. داستان فیلم حول ماجرای طمع خانوادگی برای رسیدن به ثروت پدربزرگ می‌چرخد؛ نقشه‌ای که یکی از اعضای خانواده برای دستیابی به آن باید جای مادربزرگ را بگیرد، اما این نقشه به شکلی غیرمنتظره پیچیده می‌شود. خواب نما با ژانر کمدی خانوادگی، از نوزدهم تیرماه ۱۴۰۵ روی پرده سینماهای سراسر کشور رفت. اگر دوست دارید بیشتر با داستان، بازیگران و نقاط قوت و ضعف این فیلم آشنا شوید، در ادامه این مقاله با پلازا همراه باشید.

های کپی 1404

روایت فیلم «های‌کپی» از دو دوست قدیمی آغاز می‌شود که سال‌ها پیش همراه با زنی که بعدتر به آمریکا مهاجرت می‌کند، مالک زمینی مشترک بوده‌اند. اکنون پس از گذشت چهل سال، فرزند آن زن برای دریافت سهم خود به ایران بازمی‌گردد.

جهیزیه 1404

این فیلم روایتی از چالش‌ها و ماجراهای زوجی است که پس از نامزدی طولانی، برای شروع زندگی مشترک اقدام می‌کنند و با مسائل مربوط به چیدن جهیزیه مواجه می‌شوند.

تهران ۵۷ 1404

دونالد ترامپِ جوان به ایران آمده تا کازینویی در شمال راه‌اندازی کند. دو ستاره هالیوودی، جک نیکلسون و وارن بیتی او را در این سفر همراهی می‌کنند. خسرو بی‌خبر از اتفاقات غیرمنتظره‌ای که در راه است به کمک دوستش پرویز که مترجم این مهمانان خارجی است، سعی دارد تا در کازینوی ترامپ با او شریک شود. شراکتی که زندگی‌اش را زیر و رو می‌کند.

آقای زالو 1404

در دوران پس از پیروزی انقلاب و سال‌های جنگ روایت می‌شود. داستان دربارهٔ پسر جوانی به نام منوچهر جنت‌مکان (با بازی امین حیایی) و دوست گرمابه و گلستانش جمشید (با بازی هادی کاظمی) است. پدر جمشید که آشپز دربار شاه بوده پس از پیروزی انقلاب در زیرزمین خانه‌اش به تهیه مسکرات مشغول است و آن را توسط جمشید و منوچهر به دست مشتریانش می‌رساند. یک روز که منوچهر مشغول رساندن جنس به مشتری است توسط مأموران کمیته دستگیر می‌شود و به زندان می‌رود؛ محمد برادر منوچهر هم که سودای رفتن به جبهه در سر دارد اما او را به خاطر سن کمش به جبهه اعزام نمی‌کنند با عوض کردن شناسنامه خودش و برادرش منوچهر، راهی جبهه می‌شود؛ سال‌ها بعد منوچهر از زندان آزاد می‌شود و در مسیر تازه‌ای قرار می‌گیرد.