روایت علیاصغر ملکی بازمانده موشکباران محله هفتون اصفهان در جنگ رمضان؛ جوانی که در چند روز پدر، عمو، دو پسرعمو، زنعمو و خانهشان را از دست داد
آن شب قرار نبود اتفاق خاصی بیفتد. «علیاصغر ملکی» تازه از سربازی برگشته بود، در آزمون وکالت قبول شده بود، حتی کت و شلوار خرید بود و برای روزهای آینده و شروع کارآموزی وکالتش نقشهها داشت.
به گزارش اصفهان زیبا؛ آن شب قرار نبود اتفاق خاصی بیفتد. «علیاصغر ملکی» تازه از سربازی برگشته بود، در آزمون وکالت قبول شده بود، حتی کت و شلوار خرید بود و برای روزهای آینده و شروع کارآموزی وکالتش نقشهها داشت.
