آن شهدا، هم‌کلاسی‌هایمان بودند… رفقایمان!

اسامی شهدا را از بالا تا پایین چک کردم. خداخدا می‌کردم بچه‌های مدرسه ما توی لیست نباشند. بعد از اینکه شهدا را به معراج شهدا می‌آوردند، بنیاد شهید اسامی شهدا را دم در ورودی می‌زد.

اسامی شهدا را از بالا تا پایین چک کردم. خداخدا می‌کردم بچه‌های مدرسه ما توی لیست نباشند. بعد از اینکه شهدا را به معراج شهدا می‌آوردند، بنیاد شهید اسامی شهدا را دم در ورودی می‌زد.

آن شهدا، هم‌کلاسی‌هایمان بودند… رفقایمان!

به گزارش اصفهان زیبا؛ اسامی شهدا را از بالا تا پایین چک کردم. خداخدا می‌کردم بچه‌های مدرسه ما توی لیست نباشند. بعد از اینکه شهدا را به معراج شهدا می‌آوردند، بنیاد شهید اسامی شهدا را دم در ورودی می‌زد. روز قبل از 25 آبان دوسه بار رفتم و هر بار یک لیست می‌زدند، بیست نفر، پنجاه نفر. اسم مجید جوادپور را دیدم؛ دلم لرزید! هم‌کلاسی‌ام بود؛ توی یک نیمکت می‌نشستیم. طلبه هم بود، طبع شوخی داشت. سر کلاس انگلیسی روی تابلو وقتی می‌خواست تمرین‌ها را انجام دهد، شماره‌ها را به فارسی می‌نوشت. معلممان می‌گفت، اینجا کلاس زبان انگلیسی است؛ چرا به فارسی می‌نویسی؟! می‌خندید و می‌گفت زبان اجنبی است؛ باید به فارسی بنویسم.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *