برچسب اصفهان سرافراز

چه طاقتی دارد این شهر چه صبور است این خاک!

من عاشق این خاکم، عاشق رنگ این شهرم، عاشق آبی فیروزه‌ای آرام‌بخش. کوچه‌هایش را دوست دارم؛ سروصداهایی که از پشت دیوارهایی که نشسته‌اند به تماشای حیاط و چون پیچک می‌نشینند به کنج دنج قلبم را بیشتر.

پرچم اصفهان همیشه بالاست!

تصاویرش تابستان ۱۳۹۶ در شبکه‌های اجتماعی و تلویزیون مدام دست‌به‌دست می‌چرخید؛ تصاویر پسر بیست‌وچندساله‌ای که دست‌بسته اسیر داعش شده بود. این تصویر می‌توانست یک تراژدی کامل باشد.

نذر آب

25 آبان سال 61 واقعا روز عجیبی بود. آسمانی‌ها و زمینی‌ها همه داشتند شهدا را تشییع می‌کردند. روز بود؛ اما آسمان مثل یک سحر نورانی بود.

آن روز مردم پای‌کار بودند

شب 25 آبان تا صبح در مساجد محله‌شان بودند. صبح بیست‌وپنجم هم از همان مساجد محل روی دست مردم تا میدان امام(ره) آمدند و بعد از میدان روی دست تا گلستان شهدا، تشییع شدند.

داغ پشت داغ!

فرزند شهید ده‌ساله‌ای‌ که 25 آبان 61 برای تشییع دایی‌اش در گلستان شهدا حضور داشته است همه فامیل آمده بودند.

جمله را ناتمام بگذار…!

بچه‌ها قاب عکس‌ها را آماده‌ می‌کردند و حجله‌ها را می‌زدند. شعارنویسی می‌کردند. بعضی مسئول هماهنگی با خانواده‌ها بودند. مجری متن‌هایش را آماده می‌کرد.