آتش توقع

قرآن خدا غلط می‌شد همین یک شب خودش محمدحسین را می‌خواباند؟ خیر سرم استراحت مطلق بودم. فیلم از جدول فرایندی روی تخته خلاص می‌شود. گوشی را می‌گذارم.

قرآن خدا غلط می‌شد همین یک شب خودش محمدحسین را می‌خواباند؟ خیر سرم استراحت مطلق بودم. فیلم از جدول فرایندی روی تخته خلاص می‌شود. گوشی را می‌گذارم.

آتش توقع

به گزارش اصفهان زیبا؛ قرآن خدا غلط می‌شد همین یک شب خودش محمدحسین را می‌خواباند؟ خیر سرم استراحت مطلق بودم. فیلم از جدول فرایندی روی تخته خلاص می‌شود. گوشی را می‌گذارم. فاطمه خسته همان‌جا یله می‌شود. با پا دفترودستک‌هایش را می‌کشانم کنج دیوار. محمدحسین را می‌برم کنار ننو. زینب از جلوی یخچال داد می‌زند:«مامانی گشنمه!» پسرک خودش را پس می‌کشد و از زیر دستم درمی‌رود. دست می‌کشم طرف قابلمه سوپ، که یکی پسِ ذهنم می‌گوید: «حتی یک کیلو هم بلند نکن!» می‌خواهم داد بکشم. اگر این کمردرد حالا حالاها مهمانم باشد، چه کنم؟!

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *