انارهای نارس 1392
انسي و ذبيح در حاشيهي شهر و در خانه اي اجاره اي زندگي مي كنند. انسي از زني سالخورده پرستاري مي كند و ذبيح در شمال شهر كارگر ساختماني است. آنها آرزو دارند بچه دار شوند.
انسي و ذبيح در حاشيهي شهر و در خانه اي اجاره اي زندگي مي كنند. انسي از زني سالخورده پرستاري مي كند و ذبيح در شمال شهر كارگر ساختماني است. آنها آرزو دارند بچه دار شوند.
يك گروه فيلمسازي جهت انتخاب نقش اصلي يك فيلم سينمايي مشترك بين ايران و كانادا به دنبال بازيگري نوجوان مي گردد . از ميان نوجوانان مشتاق تست بازيگري گرفته و در نهايت كارگردان از ميان آنها كاظم و فرهاد را انتخاب مي كند . اما تنها يكي از آنها مي تواند بعنوان بازيگر اصلي انتخاب شود . رقابت كاظم و فرهاد براي بدست آوردن نقش ، ماجراي اين فيلم است و .....
مارال و کیا دو آدم شیاد هستند که با همکاری یکدیگر از طریق دزدی و کلاهبرداری پول زیادی بدست میآورند. اما مشکل اینجاست که این دو نفر به یکدیگر نیز رحم نمیکنند و هر یک سعی میکند با نارو زدن به دیگری، صاحب تمام پولها شود...
هوشنگ فرنوش مدير يك آژانس مسافربري قصد دارد با فرستادن ريما به خارج از كشور با منشي اش سودابه زندگي تازه اي آغاز كند. ريما كه مهندس كامپيوتر است برادري به نام رهي دارد كه همه وقتش را با دوستش كيان پاي كامپيوتر مي گذارند. هوشنگ از ريما مي خواهد كه بين سفر به خارج و يك ازدواج تحميلي، يكي را انتخاب كند. ريما كه در جريان خواستگاري دوستش لادن متوجه روابط غلط و كهنه زناشويي در ازدواج ها شده تصميم مي گيرد خودش مرد آينده اش را انتخاب كند. با استفاده از اينترنت و با همكاري دوستانش لادن و شهره، ريما به دنبال مرد مناسبي براي ازدواج مي گردد. نتيجه جست و جو مطابق ميل ريما نيست. به پيشنهاد رهي، سودابه نيز به عنوان بزرگتر در جست و جوي آنها شركت مي كند. همراهي سودابه با ريما، روابط سرد عاطفي اين دو نفر را بهبود مي بخشد. سودابه ريما را كه از جست و جو خسته شده، براي ملاقات با يك مرد ديگر اميدوار مي كند. او كيان دوست رها است كه در تمام دوران جست و جوي ريما، ايميل هاي عاشقانه براي او فرستاده است. ريما با كيان ازدواج مي كند. هوشنگ با سودابه زندگي مي كند و رهي به درخواست عاشقانه لادن پاسخ مثبت مي دهد.
این فیلم روایتگر زندگی یک خانوادهی اصفهانی در سال 1364 است که با وجود مشکلات، درگیر جنگ نیز میشوند. پدر خانواده (اکبر عبدی) به همراه پسرش تصمیم به فرار از کشور دارند، اما اتفاقات سمت و سویی دیگر به خود میگیرد.
درگيري شديدي در منطقه نبرد ادامه دارد، دشمن بيمارستان صحرايي را محاصره مي كند و همه اخراجي ها و همرزمانشان در پي راهي براي نجات مي گردند. دشمن با اسيرگيري گسترده قصد يك مانور تبليغاتي را دارد همه اسرا به يك اردوگاه اسراي ثبت نام نشده منتقل مي شوند. خانواده اخراجي ها براي زيارت عازم مشهد هستند و به طور ناخواسته درگير يك حادثه تروريستي مي شوند. دشمن با فرا خواندن خبرنگاران خارجي و داخلي به اردوگاه و تطميع و تهديد برخي از اسرا و ايجاد چند پارچگي بين آنها، نقشه شومي در سر دارد. تروريست ها با دشمن هم دست شده اند، و دشمن در بين اسرا به دنبال چهره هاي شاخص فرمانده و روحاني مي گردد.