تجربهتاریخی ما مردم، ما ایرانیها، نشان میدهد که در همیشهی تاریخی که میشناسیم، همیشه غَشِ تقریباً همهی ما به تَعَبُد و خاکساری و سرسپردگی و بزرگسازی و گوش بهفرمانی بوده، چرا که کار را آسان میکند وقتی لازم نیست خودمان فکر کنیم، هم فکر کردن سخت است و هم قدمی بعد از فکر کردن با خودش مسئولیت میآورد که کمابیش کسیمان حاضر به پذیرش نیست، به همین خاطر «آتوریته»سازی به کار میافتد و بزرگانی پدید میآیند که درواقع پدیدشان آوردهایم.
یوریک کریم مسیحی نویسنده و منتقد ادبی، از نابسامانی دنیای ترجمه و ادبیات امروز میگوید.
یوریک کریم مسیحی گفت: قصه باید کشش داشته باشد تا خواننده حتی با وجود این «دستاندازهای زبانی» نیز راه را ادامه دهد. برای من که بر زبان تأکید ویژهای دارم، مهم است که زبان دقیق، حسابشده و درست باشد. من از هرگونه ابهام یا بیدقتی که ممکن است ذهن خواننده را منحرف کند، پرهیز میکنم.