برچسب کیومرث پوراحمد

شب یلدا 1380

حامد عليرغم علاقه اش به همسر و فرزندش آن ها را به خارج از كشور مي فرستد. اما همسرش تلفني به او اطلاع مي دهد كه براي اينكه اقامت بگيرد بايد از حامد طلاق بگيرد و به عقد شخص ديگري به نام شريفي دربيايد. حامد كه از گذشته ي شريفي با اطلاع است حاضر به اين كار نمي شود. اما همسرش او را راضي مي كند كه به خاطر دخترش نازي اين كار را بكند. حامد كه از نظر روحي بسيار حساس شده، به همسرش بدگمان مي شود و خود را در خانه حبس مي كند. او بطور اتفاقي با خانم فردوسي (پريا) به صورت تلفني ارتباط برقرار كرده و خانم فردوسي او را كمك مي كند. همسر حامد از علاقه و اعتماد حامد نسبت به خود سوء استفاده مي كند و با آقاي شريفي عقد دائم مي كند و همسرش را در ايران تنها مي گذارد، اما خانم فردوسي به ديدار حامد مي آيد.

نوک برج 1384

«رضوانی» رئیس تعاونی مسکن، از سوی سرمایه گذاران تعاونی تحت فشار قرار گرفته تا «فرید صدری» مهندس ناظر و پیمانکار ساخت برج های بلندمرتبه این تعاونی را به جهت آن که نتوانسته در موعد تعیین شده، برج را حاضر کند، کنار گذارده و شخص دیگری را که بتواند، سریعتر این کار را انجام دهد جایگزین سازد... در همین حال رضوانی، درگیر کج خلقی و بداخلاقی های دکتر لیلا سرپرست خواهرش «شیما»ست که مورد علاقه پسرش «امیر» می باشد و چهار بار مراجعه آن ها برای خواستگاری «شیما» با مخالفت سرسختانه او مواجه شده است... «رضوانی» که علیرغم میلش، به خاطر فشارهای سرمایه گذاران، در تنگا و اجبار انتخاب فرد دیگری است با اعتراض «امیر» که رابطه دوستانه ای با فرید دارد - مواجه می شود. امیر به فرید معتقد است و با شدت از او حمایت می کند... رضوانی که دل پری از امیر دارد مقابل جمعی که در دفتر حضور دارند برخوردی تند و تحقیرآمیز با امیر می کند و بحث به ازدواج امیر و شیما هم کشیده شده، رضوانی می گوید دیگر او هیچ اقدامی در جهت این ازدواج انجام نخواهد داد. امیر که تحقیر شده است و آینده عشق خود را نیز از دست رفته می داند بالای یکی از برج ها رفته و تصمیم می گیرد تا خودش را پرت کند اما بقیه از راه می رسند و تلاش برای منصرف کردن او شروع می شود... رضوانی از فرید می خواهد تا مانع تصمیم پسرش شود. امیر مهلتی پنج روزه تعیین کرده و اعلام می کند که در این مدت بالای برج می ماند و اگر در این فاصله فرید بتواند رضایت لیلا را بگیرد، او پایین خواهد آمد و الا خودش را از برج به پایین پرت میکند... اخراج فرید فراموش می شود و او ناخواسته در شرایطی قرار می گیرد که مجبور است به خواهر سختگیر شیما نزدیک شود و او را متقاعد کند که با ازدواج شیما و امیر موافقت نماید و این شروع ماجراهای پی در پی و متوالی دیدارش با خانم دکتر است... رفته رفته فرید بدون این که خودش متوجه باشد به خانم دکتر علاقه مند می شود و در سیر علاقه اش به لیلا، موضوع امیر و شیما تحت الشعاع قرار میگیرد! در آخرین روزها از مهلت باقی مانده خانم دکتر متوجه این علاقه می شود اما روحیه سختگیرانه اش باعث می شود که فرید را از خود براند... خانم دکتر لیلا در تنهایی می فهمد که او نیز دلبسته فرید شده است و فرید باعث شده که بهتر و بیشتر، اطرافیان و آدم های دور و برش را ببیند و ارتباط بهتری با آنها برقرار کند. لذا لیلا به جست و جوی فرید می رود و در پایان مهلت پنج روزه، در شرایطی که امیر از بالای برج پایین آمده است. این فرید و لیلا هستند که گم شده خود را پیدا کرده و باهم ازدواج می کنند. اما کماکان وضعیت امیر و شیما نامعلوم است ! هرچند که به نظر می رسد شرایط سختگیرانه دو خانواده در مورد آن ها کمتر شده است و سرمایه گذاران نیز در غیاب فرید، که نحوه کار بساز بفروش طماع را دیده اند، علاقه مند هستند تا همچنان فرید، کار ساخت و ساز برج ها را به انتها برساند.

تیغ و ترمه 1397

ترمه دختر جوانی است که در کودکی پدرش را از دست داده‌است و پس از مرگ پدر، مادرش (لی‌لی) او را رها کرده و به آمریکا رفته‌است؛ بنابراین در این مدت جهان (دوست پدر ترمه) از ترمه نگهداری کرده‌است. اکنون پس از سال‌ها لی‌لی به ایران بازگشته است تا ترمه را با خود به آمریکا ببرد. در این میان رازهای گذشته برای ترمه آشکار می‌شود…

خودکشی کیومرث پوراحمد در انزلی؟

زاوش محمدی، دبیر سرویس چند رسانه‌ای خبرآنلاین نوشت:« ‌گفته میشه ‎کیومرث پوراحمد در شهرک ساحلی بندرانزلی خودش را حلق آویز کرد و درگذشت.»منبع  : گیل خبربرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

دختر کیومرث پوراحمد: پدرم خودکشی نکرده است / او می دانست چه بلایی می خواهد سرش بیاید / پرونده باز است

دختر کیومرث پوراحمد در مورد ادعای عمه خود در فضای مجازی مبنی بر قتل پدرش نیز می‌گوید: «عمه‌ام هر چه نوشته درست است، اما در مورد رسیدگی به پرونده و جزییات پرونده فعلا اصلا صحبت نخواهیم کرد تا زمان مناسب آن فرا برسد، اما این را بگویم که پدرم می‌دانست چه بلایی می‌خواهد سرش بیاید، ولی اینکه خودش را کشته باشد به هیچ‌وجه درست نیست.». پگاه پوراحمد در آخر تاکید کرد: «پرونده باز است.»