برچسب کیومرث پوراحمد

دل نوشته‌ همسر کیومرث پوراحمد

کیو جانم «تمام لحظه‌های سعادت می‌دانستند که دست‌های تو ویران خواهد شد» و من نمی‌دانستم. چطور باید گمان می‌بردم که دست ویرانگر تقدیر روزی مرا از بالای ابرهای خوشبختی این چنین به حضیض تیره‌روزی خواهد افکند؟

دل نوشته‌ همسر کیومرث پوراحمد

کیو جانم «تمام لحظه‌های سعادت می‌دانستند که دست‌های تو ویران خواهد شد» و من نمی‌دانستم. چطور باید گمان می‌بردم که دست ویرانگر تقدیر روزی مرا از بالای ابرهای خوشبختی این چنین به حضیض تیره‌روزی خواهد افکند؟

دل نوشته‌ همسر کیومرث پوراحمد

کیو جانم «تمام لحظه‌های سعادت می‌دانستند که دست‌های تو ویران خواهد شد» و من نمی‌دانستم. چطور باید گمان می‌بردم که دست ویرانگر تقدیر روزی مرا از بالای ابرهای خوشبختی این چنین به حضیض تیره‌روزی خواهد افکند؟

دل نوشته‌ همسر کیومرث پوراحمد

کیو جانم «تمام لحظه‌های سعادت می‌دانستند که دست‌های تو ویران خواهد شد» و من نمی‌دانستم. چطور باید گمان می‌بردم که دست ویرانگر تقدیر روزی مرا از بالای ابرهای خوشبختی این چنین به حضیض تیره‌روزی خواهد افکند؟

دختر کیومرث پوراحمد: متاسفم که صداقت و حق‌جویی و حق‌گویی آدم‌ها قیمت دارد

پس از مرگ دلخراش زنده یاد کیومرث پوراحمد در فروردین ۱۴۰۲ و تا امروز حواشی بسیاری در رسانه ها و افکار عمومی ایجاد شده و چگونگی درگذشت این هنرمند و فیلمساز شناخته شده ایرانی بحث های بسیاری را دامن زده است. همه جریان‌های رسانه‌ای مرگی چنین اندوه بار را براساس تنها عکس باقی مانده از صحنه مرگ روایت کرده اند.

حیف که نمی‌شود این سریال را دید!/ معرفی سریال «آتش بدون دود» ساخته نادر ابراهیمی + ویدئو

نادر ابراهیمی را بیشتر به عنوان یک نویسنده می‌شناسند تا کارگردان. شاید به این دلیل که فیلم‌های او آنچنان که باید دیده نشد. سال ۱۳۵۱ فیلم کوتاه ما از راه دیگر می‌رویم را برای کانون پرورش ساخت که در انبار کانون مانده و منتشر نشده و به گمانم نخواهد شد، فیلم داستانی صدای صحرا تنها در فیلمخانه ملی موجود است و معدود کسانی دیده‌اند، سریال سفرهای دور و دراز هامی و کامی تنها در آرشیو صدا و سیماست و آتش بدون دود نیز از این قاعده مستثنی نیست. سریال یک بار در سال ۱۳۵۴ از تلویزیون ملی پخش شد و بعد به علت گذر زمان نوارهای فیلم در آرشیو تلویزیون گم یا نابود شد. در حال حاضر ۵ یا ۶ قسمت از سریال در آرشیو صدا و سیما موجود است. در پایانِ متن بریده‌ای از یک قسمت را خواهید دید. اما بپردازیم به همین سریال، سریالی ۳۲ قسمتی که به نوعی از نخستین سریال‌های بزرگ تلویزیون بود. ابراهیمی در مصاحبه‌هایش بودجه فیلم را ذکر نمی‌کرد. چند باری به گزارشگران مجله تماشا که نشریه مخصوص رادیو و تلویزیون بود گفته بود که در پایان پخش اعلام می‌کنم اما پس از پخش مصاحبه‌ای حداقل با تماشا نکرد و نگارنده در مجلات دیگر هم ندیده. به همین علت اگر واژه‌ی «بیگ پروداکشن» را برای فیلم لحاظ کنیم تنها از نظر بزرگیِ اندازه‌ی کار است نه بودجه و هزینه. به هر حال هدایت ۱۲۰ بازیگر به مدت هفت ماه در بیابان و صحرا کار ساده‌ای نبود. این در حالی بود که عوامل فیلم خانواده خود را هم به لوکیشن آورده بودند. و این را نیز اضافه کنید که خانواده‌ی سنتی دهه پنجاه و شصت به کمتر از پنج بچه راضی نبود. حالا تصور کنید که لوکیشن فیلم چه قیامتی بوده از عوامل فیلم و خانواده آنها. و مطمئنا سیر کردن این لشکر کار ساده‌ای نیست. غذا دادن نسل درشت‌جثه‌ای که به این سادگی سیرمانی نداشت! کارگردان باذکاوت که فکر این قضیه را کرده بود چند ساختمان موقت در آن منطقه ساخت. پنج بلوک هر کدام دارای چهار اتاق. هر اتاق ۴ تخت، البته زنانه و مردانه جدا! و هر اتاق مجهز به حمام و دوش آبی که منبعش با حرارت آفتاب گرم می‌شد. به اعتراف گزارشگر مجله‌ی تماشا که یک هفته بر سر عوامل فیلمبرداری خراب شده، ساختمان موقت فیلمبرداری از منازل بومیان آن منطقه مجهز تر و بهتر بوده. سالن غذاخوری داشته و گروه فیلمبرداری با خود میز پینگ پنگ و فوتبالدستی هم آورده بودند.