برچسب کیومرث پوراحمد

اتوبوس شب 1385

نوجوان رزمنده اي بايد به تنهايي چندين اسير عراقي را به پشت جبهه منتقل كند، اما در اين كار با مشكلاتي مواجه مي شود و به دلايل مختلف، كسي با وي همكاري نمي كند و مجبور مي شود كه اين كار را به تنهايي انجام دهد و در اين راه اتفاقاتي برايش پيش مي آيد.

به خاطر هانیه 1373

ناخدا علو با چهارده مرد ديگر براي صيد به دريا مي روند ولي همه به جز ناخدا صيد دريا مي شوند و مردم ناخدا را مسبب مرگ عزيزانشان مي دانند و به او و خانواده اش حمله مي كنند و در اين بين دختر خردسال ناخدا هانيه فلج مي شود،‌ ناخدا و خانواده اش تنگك را ترك مي كنند و به بوشهر مي روند. ناخدا علو نذر كرده كه شب دهم محرم تا صبح دمام بزند تا هانيه شفا يابد اما مرگ امانش نمي دهد. پس از ناخدا پسر او تصميم مي گيرد تا نذر پدر را ادامه دهد تا شفاي خواهر را بگيرد اما براي دمام زدن مشكل پيدا مي كند. او در محرم مأمور مي شود به تنگك برود و گهواره مراسم محرم را به بوشهر بياورد. اما در تنگك خبر آمدن ناخدا علو به همه مي رسد و اين بچه ها براي انتقام دست بكار مي شوند و بشيرو را آزار مي دهند اما او با شهامت بسيار گهواره را به مقصد مي رساند.او كه به فكر دمام زدن تا صبح است، اتفاقي در انبار زائر خذر كه وسائل محرم در آنجا نگهداري مي شود زنداني مي شود و بدين ترتيب موفق مي شود كه به دمام دست يابد و تا صبحدم دمام بزند و بدين ترتيب نذرش را ادا مي كند.

خواهران غریب 1374

نسرين و نرگس دو خواهر دو قلو كه هرگز يكديگر را نديده اند و نمي شناسند در يك برنامه تفريحي كه براي مدارس برگزار شده با هم برخورد مي كنند، آن ها با جستجو در مي يابند كه والدينشان سال ها پيش جدا شده اند و حالا پدر قصد ازدواج دارد. نرگس و نسرين تصميم مي گيرند جاي خود را با هم عوض كنند، نسرين نزد مادر و نرگس نزد پدر مي رود ولي بعد براي آشتي دادن پدر و مادر تصميم مي گيرند خود را مخفي كنند در حاليكه مادر از ماجراي عوض شدن و بعد هم گم شدن آنها مطلع مي شود و با پدر بچه ها تماس مي گيرد و به جستجوي بچه ها مي روند در حاليكه آن ها نزد مادربزرگ پدري مخفي شده اند، مادربزرگ خبري به پدر و مادر نمي دهد و آنها باز هم به جستجو مي پردازند و در كشاكش جستجو با هم آشتي مي كنند و خواهران دو قلوي غريب به هم مي رسند.

واکنش بازیگر «قصه های مجید» به درگذشت کیومرث پوراحمد: رابطه مان پدر و پسری بود

مهدی باقربیگی بازیگر نقش مجید سریال «قصه‌های مجید» دقایقی پس از مطلع شدن از خبر درگذشت کیومرث پوراحمد گفت: کیومرث پوراحمد به فرهنگ و سینما و تلویزیون خدمت کرد و مردم ما هنرمند بزرگی را از دست دادند.

جمشیدیه 1397

سارا و امير زوجي جوان، در خيابان با يک راننده تاکسي درگير ميشوند و سارا براي دفاع از امير با گوشي موبايلش ضربه هايي به راننده تاکسي ميزند. پس از يک روز آنها متوجه مي شوند که راننده تاکسي فوت شده است و سارا در عذاب وجداني ميماند که ضربه هاي او باعث مرگ راننده ميانسال شده است. او خود را معرفي مي کند و ....

50 قدم آخر 1392

فيلم داستان جواني نخبه هرمز (بابک حميديان) است که از سوي مردي بسيجي به نام احمد براي يک پروژه اطلاعاتي به جبهه دعوت مي شود. مرد جوان با انجام بخشي از ماموريت اسير مي شود و دختر کردي جوان (طناز طباطبايي) او را نجات مي‌دهد. بين هرمز و دختر عشقي به وجود مي آيد اما آنها مجبور به جدايي مي شوند تا هرمز به جبهه خودي برگردد. در راه بازگشت به ايران، هرمز با موانع مختلف مواجه مي شود دست آخر احمد او را نجات مي دهد. سال ها بعد احمد جانباز شيميايي است و هرمز در ايران و آمريکا استاد دانشگاه است.

کفش هایم کو 1394

حبيب کاوه کارخانه دار قديمى مبتلا به بيمارى آلزايمر است. خانواده اش او را ترک نموده اند اما با بازگشت دخترش به ايران اتفاقاتى مى افتد.