برچسب کیهان ملکی

سایه ها 1389

در فیلم سایه ها پدری را می بینیم که پس از مرگش فرزندانش برای تقسیم اموالش به ایران می آیند و طی تقسیم اموال وکیل پدرشان به آن ها می گویند که پدرشان وصیت کرده که کسی به خانه او بعد از مرگش پا نگذارد ولی یکی از فرزندانش عمل نمی کند و وارد منزل می شود و…

پدر کاغذی 1387

دختر یتیمی به نام «نگار» که از کودکی در مراکز کودکان بی سرپرست بزرگ شده ، با تلاش فراوان یک فرد ناشناس تا مقطع دکتری تحصیل می کند و در یک مرکز تحقیقات ضایعات نخاعی مشغول به کار می شود. یکی از روان شناسان مرکز به نگار علاقمند می شود و از او در خواست ازدواج می کند...

که لی خان (دره خان) 1390

مامه رحه فرد مبارز با ظلم خان، پس از مرگ همسرش به دلیل نرسیدن به موقع قابله، تصمیم می گیرد بلد کوهستان و راهنمای درماندگان در راه شود. موازی با قصه او، قصه دو دختر دانشجو به نام های رها و ترانه در زمان حال روایت می شود که برای انجام تحقیقی دانشجویی راهی کردستان شده اند ، اما در بهمن گرفتار می شوند و ...

همسفر خورشید 1394

نوجوانی هندی و مسلمان به نام علی که همراه خواهر و مادربزرگش در یکی از محله‌های فقیرنشین بمبئی زندگی می‌کند، به بیماری تنفسی مبتلا است. او بارها نام رضا، امام هشتم شیعیان را از مادربزرگش شنیده است و می‌داند آرزوی مادربزرگ این است که برای زیارت و درخواست شفا به حرم امام رضا برود؛ اما مادربزرگ علی بیمار می‌شود و امیدی به زنده بودنش نیست. آرزوی مادربزرگ ممکن است هرگز برآورده نشود و علی می‌خواهد او را به آرزویش برساند.علی در نهايت به وسیله یک کشتی و از راه قاچاق به ایران میرود وی در بین راه و در کشتی با توجه به مشکل تنفسی (اسم) که دارد مشکلاتی در این زمینه برایش پیش میاید اما نجات میابد در ايران پلیس ایرانی او را دستگير میکند تا به کشورش باز گرداند اما او هر طور شده میخواهد ارزوی مادر بزرگش را براورده کند به همین دلیل چندین بار از دست پلیس فرار میکند و به شهرهای مختلف میرود در اخر در حرم امام رضا ع پلیس اورا پیدا میکند و در اخرین لحضات دستگیر میشود در همان بین مادر بزرگش که به کما رفته بود به هوش میاید و به طور معجزه اسایی دوستش که بیگناه زندان رفته بود نیز حکم ازادیش صادر میشود.

مزرعه آفتابگردان 1382

«عنایت» که ساکن قریه سلیجرد ساوه ایران است. قبل از مرگش از پسرش، رضا(کیهان ملکی) می‌خواهد تا زمین موروثی اش را آباد کند. رضا بعد از مرگ پدر، از وزارت معارف(آموزش و پرورش) رخصتی گرفته و از تهران به ساوه آمده و به آبادی زمینی پدری مصروف می‌شود. هفت تن از شاگردانش نیز به کمک او می‌آیند و...

غریبه ها 1389

رضا و سارا در اثر اختلافات جزیی قصد جداشدن دارند، روز محضر شناسنامه سارا را کیف قاپی می‌دزدد آنها برای گرفتن المثنی راهی مشهد شده از طرفی دکتر سیمین (همسایه شان) را میبینند که به علت خرابی ماشینش با آنها همراه می‌شود و در راه سارا را نصیحت می‌کند و می‌گوید خودش بچه‌دار نمی‌شود و قصد جدایی دارد با این که همسرش با این مسئله او مشکلی ندارد.در راه شیرین و هدیه که از اتوبوس جامانده‌اند را سوار می‌کنند.شیرین بیمار است و می‌خواهد هدیه را به یکی از اقوام در مشهد بسپارد.کمی جلوتر سمانه و مادرش ا سوار می‌کنند که مادرش نارسایی کلیه دارد وقتی به مشهد می‌رسند بابک برادر سیمین که سیمین به خاطر او به مشهد آمده از سمانه خواستگاری می‌کند. شیرین فامیل دورش را پیدا نمی‌کند و میمیرد و بچه را به سیمین می‌سپارد. برای مادر سمانه کلیه پیدا می‌شود و سارا و رضا باهم آشتی کرده و به اشتباهشان پی می‌برند.

روزهای اعتراض 1384

داود پس از سال‌ها زندگی در آمريكا برای عيادت پدر رو به موت خود در مقطع زمانی قبل از انقلاب به ايران می‌آيد،پس از ورود به كشور پدرش می‌ميرد در حالی كه وصيت كرده داوود ده روز محرم را در خانه او مراسم عزاداری برگزار كند و ...

روزگار جوانی 1377

پنج جوان دانشجو که چهار نفرشان شهرستانی است، با یکدیگر خانه‌ای را اجاره می‌کنند و با هم زندگی می‌کنند. هر یک از این پنج نفر، شخصیت متفاوتی دارند و در هر قسمت با ماجرای تازه‌ای روبه رو می‌شوند، اما در نهایت با کمک هم بر مشکلات غلبه می‌کنند.