چند قدم آن طرف تر (کوتاه) 1402
این مجموعه تلویزیونی، روایت طنزگونه ای از زندگی خانوادگی مردی به نام فرمان (اسماعیل محرابی) است که ثبات فکری و شخصیتی چندانی ندارد. او که راننده تاکسی اس ، با همسرش مهری، (اکرم محمدی) و فرزندانش روزگار می گذراند. زندگی او با اوج گرفتن دخالت های مادرش، ملوک خانم (فخری خوروش) که خود را منتسب به دربار قاجار می داند و خواهرش مینا (کمند امیرسلیمانی) از یک سو و برادرهای قلدر همسرش از سوی دیگر وارد مرحله ای جدید می شود و به دنبال آن ، اتفاقات گوناگونی می افتد.
فرهاد که عاشقانه همسر و فرزندش را دوست دارد؛ بدون آن که علت اصرار سارا را بداند، با درخواست طلاق او موافقت میکند. سارا که بیمار است، پس از مدتی بستری میشود و در بیمارستان از فرهاد تقاضا میکند تا پس از مرگش، از دخترشان ستاره مراقبت نماید. فرهاد ستاره را نزد خود میبرد ولی به خاطر فاصله ای که میان آن دو وجود دارد؛ فرهاد در برقراری ارتباط با دخترش دچار مشکل می شود. با اطلاع یافتن ستاره از ازدواج مجدد فرهاد ، شکل گیری رابطه دوستانه میان آن دو سخت تر می گردد.
این سریال به مشکل جوانان تحصیلکرده کشور می پردازد که با وجود برخورداری از تخصص لازم شرایط کار برایشان مهیا نیست. از سویی دیگر این سریال به مساله همراهی زوج ها با یکدیگر در زندگی می پردازد و این که در راه تامین معاش زندگی یار و کمک همدیگر باشند.
«سایههای سرد» موضوعی اجتماعی دارد که در آن مقابله جنگلبانان با شکارچیان غیرقانونی به تصویر کشیده شده است.
فیلم در مورد پسری ۱۴-۱۵ ساله به نام نوری است که پدر خود را از دست داده است و نزد عموی خود در مغازۀ شیشه بری کار می کند. او در عین حال در مدرسۀ شبانه مشغول تحصیل است. او که در شغل پدرش ـ کلیدسازی ـ تبحر زیادی دارد از سوی همکلاسی های بزرگسالش در مدرسه که باند کوچکشان قصد دزدی از گاو صندوق خانۀ جواهر فروشی را دارد، اجیر می شود ولی نمی پذیرد