نارمک 1390
در روز قبل از سال تحویل، خانواده ای که ساکن شرق تهران هستند قصد رفتن به یک مهمانی رو دارندکه ورود یک غریبه به این خانه تمام معادلات نورورز را به هم میریزد…
در روز قبل از سال تحویل، خانواده ای که ساکن شرق تهران هستند قصد رفتن به یک مهمانی رو دارندکه ورود یک غریبه به این خانه تمام معادلات نورورز را به هم میریزد…
ریحانه کریمی پس از مرگ همسرش ، برای تامین هزینه زندگی خود و امین، تنها فرزندش در خیاطی مشغول به کار می شود . پس از مدتی زندگی آرام ریحانه با آسیب دیدن عصب بینایی امین دچار تلاطم می شود و از آنجایی که تامین هزینه جراحی به راحتی امکان پذیر نیست هر آن احتمال آن می رود تا امین بینایی خود را به طور کامل از دست بدهد. درخواست وام ده میلیونی ریحانه با ضمانت خادم امام زاده به تصویب می رسد اما ساعاتی پس از دریافت پول ، تمام وجه به دست ناصر، صاحبخانه مقروض ریحانه به سرقت می رود. ساعتی پس از مشاجره آنها ، پیکر بی جان ناصر به بیمارستان منتقل می شود و ریحانه به اتهام اقدام به قتل دستگیر می شود. ناصر در کما است و هیچ کس حقیقت را نمی داند. ریحانه دست از همه جا شسته، در بازداشتگاه به پیشگاه مقدس حضرت فاطمه زهرا (س) متوسل می شود .
سه دوست «فرجیان، کلانی و اسدی» با سندی جعلی یک زمین را به یک فرد سرمایهدار به نام کورانی میفروشند و از او کلاهبرداری میکنند، اما اسدی پولها را میگیرد و قصد دارد تا سهم دو نفر دیگر را هم برای خود بردارد. او پولها را در زیرزمین یک خانه قدیمی در پامنار پنهان میکند و خودش در راه فرودگاه«می خواسته به کانادا فرار کند» تصادف میکند و فلج میشود. حالا دو نفر دیگر بر سر یافتن پولها رقابت میکنند…
داستان این سریال درباره خسرو تابش ملقب به یاتاقان است که از درد بیپولی و نداری و بدهکاری کاسه صبرش لبریز شده و دائم در حال تلاش برای درآمد بیشتر است. او که مرد سادهای است، فریب یکی از دوستانش را میخورد و حلقهای خریداری میکند که فروشنده آن معتقد است این حلقه برای صاحبش شانس و اقبال میآورد.
از طرفی شریک شخص دیگری به نام مهندس خسرو تابش که مرد پولداری است و فقط تشابه اسمی با خسرو تابش داستان دارد، سر او کلاه گذاشته و فرار میکند و مهندس بناچار از بانک وام میگیرد. کارپرداز شرکت مهندس تابش اشتباها وام را که ۷۰۰ میلیون تومان است، به حساب خسرو تابش فقیر واریز میکند و همین اشتباه باعث اتفاقات زیادی در طول داستان میشود و...
داستان فيلم «روز اردو» درباره دانش آموري به نام «فريد» است كه از سوي والدين خود به شدت كنترل ميشود. اين كنترل باعث شده است كه فريد نتواند به راحتي با ساير همسالانش ارتباط برقرار كند تا اين كه قرار ميشود او با همكلاسيهاي خود به اردو برود...
فیلم خاکستر وضعیت گروهی از افراد در یک اجتماع کوچک در یک ایستگاه راه آهن در سال ۱۳۳۷ می پردازد: بمانی بر اثر مشکلات فرهنگی اقتصادی ایل مجبور می شود از مادرش جدا شود و برای خدمتکاری، به دست پاسبان یک ایستگاه راهآهن که با همسرش زندگی می کند...
ابراهیم با مادر و برادرش زندگی می کند و برای امرار معاش در فیلم های سینمای نقش سیاهی لشکـر را بازی می کند. برادر کوچک تر او عاشق دختری شده است که…
داستان «آپارتمان آقای هنرپیشه» در مورد زندگی یک هنرپیشه مطرح سینما است که به خاطر بدهی مجبور به فروش آپارتمان خود می شود. در این مدت اتفاقات مختلف و کمیک از طرف اقشار مختلف مردم در مواجهه با خرید آپارتمان با آقای هنرپیشه می افتد.