مینی بوس 1388
گروه فیلمبرداری که به خارج از شهر رفته اند هنگام بازگشت نیکو، بازیگر خردسال فیلم را جا می گذارند. نیکو سوار مینی بـوس گروه فیلمبرداری می شود که عروسک ها در آن هستند. ناگهان عروسک ها به حرف میان و…
گروه فیلمبرداری که به خارج از شهر رفته اند هنگام بازگشت نیکو، بازیگر خردسال فیلم را جا می گذارند. نیکو سوار مینی بـوس گروه فیلمبرداری می شود که عروسک ها در آن هستند. ناگهان عروسک ها به حرف میان و…
فیلم زنده باد خودم ، داستان معلم بازنشسته ای است که برای گرفتن سنوات خدمتش اقدام می کند تا بتواند دخترش را به خانه بخت بفرستد...
مرد متمولی که هنوز مجرد است و از ازدواج گزیران است ناگهان خود را در شراطی میبیند که زن و چند بچه دارد…
آقامحرم، جنگلبان کارکشته جنگلهای (زیرآب) مازندران، توسط قاچاقچیان چوب به شدت مضروب شده و در بیمارستان بستری است. یحیی پسر جوان آقامحرم، علیرغم آنکه تمایلی به ادامه راه پدر نداشته، آقامحرم را با خود به کلبه جنگلی میبرد تا هم مراقبت از او را به عهده بگیرد و هم ناگزیر مراقبت از جنگل را، اما قاچاقچیان چوب اقدامات تخریبیشان را ادامه میدهند و یحیی پایداریاش را ...
جوان کارمندی در حال خانهسازی است و شدیدا محتاج پول؛ سکهای به او قرض میدهند تا مشکلاتش را حل و فصل کند که در اثر سهلانگاری سکه را از دست میدهد و ماجراهایی حول این سکه رخ میدهد.
زنی به نام شمسی است که در پی تصادف در زندان به سر میبرد او برای سرو سامان دادن به زندگی تنها پسرش خسرو که خلافکار نیز است، ۱۵ روز از زندان مرخصی میگیرد، و از دختر برادرش، حشمت که سینماداری قدیمی است برای پسرش خواستگاری میکند، حشمت که جرئت نه گفتن به خواهرش را ندارد، برای دست به سر کردن او دروغی تازه به شمسی میگوید، غافل از این که این دروغ به ظاهر کوچک همه چیز را به هم میریزد.
این مجموعه درباره ارتباطات ناسالم اقتصادی و نقش باندهای مافیایی در پولشویی و معاملات غیرقانونی است: «بهزاد» و برادر همسرش «کامران» بهاتفاق «اکبر» سالهاست که با هم دوست و همکارند. «بهزاد»، مدیرعامل یک شرکت واردات و صادرات است که «اکبر» هم در آن شریک است. بعد از خواستگاری اکبر از دختر بهزاد و مخالفت او، بهزاد تصمیم میگیرد از شرکت جدا شود و…