چمدان های خالی 1396
این فیلم داستان مردی به نام رحیم قلندریان را روایت می کند که کارگر یک تولیدی لباس است اما در آستانه سال نو برای خرید دارو های پدر 85 ساله اش به ترکیه سفر می کند اما در آن جا برای خرید بلیط برگشت….
این فیلم داستان مردی به نام رحیم قلندریان را روایت می کند که کارگر یک تولیدی لباس است اما در آستانه سال نو برای خرید دارو های پدر 85 ساله اش به ترکیه سفر می کند اما در آن جا برای خرید بلیط برگشت….
ستاره به خانه ی نوذر بازمی گردد. غلام و مرتضی به سیاوش قول داده اند برای او کاری انجام بدهند و حالا سیاوش ماموریتی عجیب به آن ها می دهد. از آن طرف ستوده به دنبال لوح های هخامنشی است، آدرس مال خری را پیدا می کند که در دهه 60 قرار بوده آن لوح ها را از سارقین بخرد...
حاج نصرت مردی پولدار است که در یک تصادف ناگهانی از دنیا میرود و توسط غلام (حسن شکوهی) بطور معجزه آسایی به دنیا باز میگردد و در زندگی جدید خود به خانه غلام راه پیدا میکند که عاشق …
احمدرضا در ایران عاشق دختری به نام ستاره می شود و با او ازدواج می کند.سپس برای کار به ژاپن می رود و در آنجا نیز با دختری دیگر ازدواج می کند! و صاحب یک دختر می شود. احمد رضا بعد از ۷ سال به ایران باز می گردد ...
عطا جوانی ساده دل و دلپاک است که به تینا علاقه دارد و می خواهد با او ازدواج کند. پدر تینا برای این وصلت شرط هایی تعیین کرده و به عطا مهلت داده که در زمانی مشخص خواسته های او را برآورده کند. مهلت عطا رو به پایان است و در این میان سرو کله زنی به نام نصرت در زندگی اش پیدا می شود…
داستان از این قرار است که کارمندی ترفیع رتبه گرفت و قرار شد از این بابت به همکاران کباب غاز دهد ولی می خواستند کباب را سر سفره بیاورند و کسی آن را دست نزند. پسر عمویش مصطفی در منزل آنها بود و از قبل به او گفتند که سر سفر بگو ما کباب نمی خوریم تا مهمانها کباب غاز را دست نزنند. او همین کار را میکند ولی صاحب خانه در ظاهر اصرار به خوردن می کند و از کباب تعریف می کند. این تعریف باعث شد که دل مصطفی آب شده و قسمتی از گوشت غاز را بگیرد و …
شخصیت اصلی «لطفا دور نزنیم» پیرمرد ۷۰ سالهای است که ازدواج نکرده و هیچ بچهای هم ندارد ولی ۴ تا برادرزاده دارد که آنها را مثل بچههایش دوست دارد.
او که به مسافرت علاقه زیادی دارد، خیلی از شهرهای ایران را گشته ولی به وسایل نقلیه اعتماد ندارد و به طرق مختلف از آنها دوری میکند، چون همه اجدادش از زمان ارابه تا حال که وسایل نقلیه جدید و مدرن به بازار عرضه شده، بر اثر تصادف با وسایل نقلیه مختلف جان به جانآفرین تسلیم کردهاند.
برای همین او پای پیاده به مسافرت میرود و همین مشکلات مختلفی را برای او و همراهانش به وجود میآورد. نقش این آدم خاص و منحصر به فرد یعنی سیفالله خان را محمد کاسبی بازی میکند و بقیه هم بازیگر نقشهای دیگر کار یعنی اردشیر، اصغر، گلنوش، داراب، ناهید، کامیار، سیمین، سهیلا و… هستند.
این فیلم اختصاص به موضوع مهاجرت به تهران و مشکلات آن دارد. کارمند یاسوجی به خیال رسیدن به آرزوهای ذهنی خود به تهران مهاجرت می کند. او پس از چند سال اقامت و کار در تهران با مشکلات فراوانی از جمله ترافیک سنگین، آلودگی هوا، مسکن و غیره… روبرو می شود و در نهایت تصمیم می گیرد به شهر زادگاهش یاسوج بازگردد.