برچسب کودتا

اگر بختیار کاری از پیش نبرد ارتش کودتا کند!

در دو دهه اخیر پاره‌ای از ابواب جمعی سلطنت اشاره کرده‌اند که شاه پس از مشاهده بی‌علاقگی ملت ایران به خویش، نرمخو و مهربان تصمیم به خروج از کشور گرفت و از تداوم راه سرکوب و کشتار چشم پوشید! اینان حافظه تاریخی ملت و ده‌ها میلیون برگ سند را به هیچ گرفته و به داستان‌سرایی پرداخته‌اند. بی‌شک پهلوی دوم به ارتشیان مجوز کودتا داده بود که این با کشتار گسترده رهبران انقلاب و مردم در تلازم است

می‌خواستیم با توپخانه و انفجار از داخل بیت امام را منهدم کنیم!

اعترافات صادق قطب‌زاده پس از دستگیری، تصور بسیط وی از براندازی را عیان کرد. همکاری با جمعی نامتجانس که هرگز نمی‌توانستند چنین حرکت خطیری را شکل دهند، لو رفتن خبر کودتا در میان بخشی از نخبگان سیاسی مدت‌ها قبل از وقوع آن، برآورد ساده اندیشانه از قدرت نظام اسلامی در شکست حرکت‌های مشابه، صحت این برداشت را گواهی می‌کند. این امر بعد‌ها مورد اذعان وی نیز قرار گرفت

وجاهت بخشیدن به زورمداری از طریق دستیازی به حکیم طوس! 

حامیان کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹، در سوق دادن رضاخان به سوی باستان‌گرایی و ادبیات حماسی نقش عمده داشته‌اند. او پیش از آن، صرفاً یکی از افسران قزاق بود و به دشواری می‌توانست بخواند یا بنویسد. ضمن اینکه وی در مخیله خویش حماسه‌سازی را با سرکوبگری خلط کرده و مثلاً اشعار فردوسی را محمل مناسبی برای تزئین و تسهیل دیکتاتـــوری پنداشته بود!

آمیزه‌ای از رأی ۳ درصدی و سودای براندازی!

زیست‌سیاسی صادق قطب‌زاده به عنوان یکی از کاندیدا‌های نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری، می‌تواند به عنوان نمادی از توهم، خود بزرگ‌بینی، ساده انگاری موضوعات پیچیده و نهایتاً درافتادن با خویش، مورد توجه قرار گیرد. معمولاً صاحبان تصورات باطل به رغم برخی سوابق مثبت، ناگهان متوجه واهی بودن خیالات خویش می‌شوند و بر‌گذشته و کرده خود بر می‌آشوبند! در دوران اکنون نیز نمونه‌هایی از سیاسیون قطب‌زاده‌گون را می‌توان یافت

شهریور ۲۰ تنها تحقیر ۲۰۰ سال استکبارستیزی برای ایرانیان بود

در اواخر دوره جنگ‌های ایران و روس، قائم مقام و عباس میرزا دریافتند، دربار قصد ندارد به آن‌ها کمک کند، لذا دست به دامان علما شدند و از آن‌ها خواستند که فتوای جهاد صادر کنند. به دنبال این تقاضا فتاوای جهادیه صادر شدند. طبق این فتاوا بر هر مسلمانی واجب بود با کفار روس بجنگد و چنانچه در این جنگ کشته می‌شد، به مقام شهادت می‌رسید. نتیجه این شد که تنها در آذربایجان ۱۰۰ هزارنفر برای مبارزه با روس‌ها بسیج شدند و توانستند همه مناطق از دست رفته را پس بگیرند، اما متأسفانه باز هم عناصر نفوذی این ظرفیت‌ها را از بین بردند و جریان ماسونی و جریان غربگرا مانع از دخالت روحانیت شیعه در امور شدند