برچسب کربلا
تبریز- با حضور مسئولین استانی، آیین بدرقه خادمین نوجوان و مربیان موکب فرهنگی خیمهالقرآنالکریم رهپویان یاس به کربلا در مقبرهالشعرا تبریز برگزار شد.
اشتیاق بی پایان؛ از کابل و اسلامآباد تا کربلا
مرزهای خوزستان در روزهای منتهی به اربعین حسینی، به آینه تمامنمای امت واحده اسلامی بدل شده است، جایی که زائران افغانستانی و پاکستانی پس از عبور از مسیرهای طولانی، با قلبی مالامال از عشق، قدم در مسیر پیادهروی اربعین میگذارند تا در اجتماع بزرگ اربعین حاضر شوند.
حاضر نیستم حس خادمی اربعین را با هیچ چیز عوض کنم
محسن رشوند، پرستار و خادم موکب سیدالشهدای اوقاف استان قزوین، هر سال با گرفتن مرخصی راهی مسیر اربعین میشود تا در خدمت زائران حضرت سیدالشهدا(ع) باشد؛ تجربهای که به گفته او با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست.
عدم حضور برخی از نزدیکان امام حسین علیه السلام در قیام کربلا
برخی به سبب حبس یا بیماری یا ناتوانی، عذر داشتند؛ برخی خواستند بروند و نتوانستند؛ برخی نیز به سبب ضعف بصیرت یا تحلیل غلطی که از شرایط داشتند، کوتاهی کردند.
رقیه(س)؛ کودکی که در خرابه شام، سند مظلومیت حسین(ع) شد / حضرت رقیه(س) حقیقتی غیرقابل انکار است
در تقویم حزنانگیز ماه صفر، روزی است که داغ دل عالم تازه میشود؛ روزی که خرابه شام، شاهد پرواز غریبانه دختری سهساله بود که در اوج غربت اسارت، به جای آغوش گرم پدر، با تنی رنجور و روحی بیقرار، جان به جانآفرین تسلیم کرد.
پاسخ حجتالاسلام و المسلمین پناهیان به پرسش قدس؛ «در سنگر تجمعات شبانه بمانیم یا به زیارت اربعین برویم؟»
در حالی که ماه صفر با نسیم دلانگیز و حزنآلود خود از راه رسیده، قلبهای مشتاق دوباره بیقرار جادههای منتهی به کربلا شدهاند.
اسلام، زنده شده به دست حسینبنعلی(ع) است
«... خطراتی که اسلام را به عنوان یک پدیده عزیز تهدید میکند، از قبل از پدید آمدن و یا از آغاز پدید آمدنش از طرف پروردگار، پیشبینی شده است و وسیله مقابله با آن خطرات هم ملاحظه شده و در خود اسلام و در خود این مجموعه، کار گذاشته شده است...».
اولين زائر اربعين از نجف تا کربلا
جغرافيا دروغ نميگويد؛ خطوط مرزي بر روي نقشهها هرچقدر هم پررنگ باشند، در مدار مغناطيسي عقيده محو ميشوند. آسمان نجف هنوز گرگوميش بود، اما عقربهها کارايي خود را از دست داده بودند؛ زمان در عراق متوقف شده بود. از پل کوفه تا بالهاي گشوده ميدان الصدرين، ديگر خياباني پيدا نميشد؛ همهجا پيکر آدمها بود که در هم تنيده ميشد. اين يک تشييع معمولي نبود؛ گويي يک تاريخ، يک جبهه و يک امت روي دستهاي عراق بلند شده بود.
