شوایک (نمایش) 1396
این مجموعه در مورد تلاشهای پرسنل یک بیمارستان در جهت کمک به مداوای بیماران است. محور اصلی داستان زندگی دکتر اردلان است که به خاطر اختلافات خانوادگی با همسرش تصمیم میگیرد از او جدا شود. اما در نهایت با همسرش به تفاهم میرسد
يک کارخانه توليد مواد بهداشتي و دارويي در حال ورشکستگي است . کارخانه را فردي به نام کاملي اداره مي کند. او شريک کارخانه است و با سو استفاده از عدم حضور شريک ديگر خود که سکته مغزي کرده ، تلاش مي کند با ايجاد بحران ، کارخانه را به تعطيلي بکشاند و سرمايه آن را به بخش ديگري منتقل کند. او مهندس خوش فکر اين کارخانه امير را اخراج مي کند. با بازگشت دختر شريک که براي ادامه تحصيل در خارج از کشور به سر مي برد ، او به همراه امير تلاش مي کنند وضعيت نابسامان کارخانه را ساماندهي کنند. يکي از شيوه هاي آنها استفاده از تکنولوژي جديد نانوبيولوژي براي توليد محصولات باکيفيت و جديد است .
مدتهاست که هیچ کس از هستی که مانند خواهر کوچکترش هانا، خبرنگار بوده و در گذشته در مورد بچههای گلفروش تحقیق میکردهاست، خبری ندارد. تا آنکه یک روز متکدیانی سد راه هانا شده و از او میخواهند تا کودکی از آنها را که در حال مرگ است، نجات دهد. هانا کودک را به همراه دختر کوچکی که همراه اوست به بیمارستان میرساند؛ اما آن کودک به خاطر باز شدن بستههای مواد مخدری که در شکمش دارد، جان میبازد و هانا که گردنبند خواهر گمشدهاش را در گردن دختر بچه همراه بیمار دیده است؛ برای یافتن نشانی از هستی دست به کار میشود . . .