اظهارات عجیب دستفروش خردسال مترو؛ آدم تا بچه است باید کار کند!
پسرک لباسهایش پاره نیست، اما کهنه است. تهیه پول پسانداز خانه بر عهده اوست و حتی وقتی صاحبکار پدرش، حقوق او را میخورد، بار زندگی میافتد روی شانههای پسر ده یازدهساله.
پسرک لباسهایش پاره نیست، اما کهنه است. تهیه پول پسانداز خانه بر عهده اوست و حتی وقتی صاحبکار پدرش، حقوق او را میخورد، بار زندگی میافتد روی شانههای پسر ده یازدهساله.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در هفتههای اخیر، یک بحث حساس و پرحاشیه دوباره به صدر اخبار حوزه کار و تأمین اجتماعی برگشته است: احتمال تغییر فرمول محاسبه مستمری بازنشستگی. موضوع از جایی داغ شد که برخی گزارشها و گمانهزنیها از بررسی پیشنهادهایی در مجلس خبر دادند؛ پیشنهادهایی که میگویند به جای اینکه میانگین دستمزد دو سال پایانی مبنای مستمری باشد، دوره طولانیتری (حتی بخش عمده یا تمام سالهای بیمهپردازی) در محاسبه لحاظ شود.
۱۳ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۴:۰۲ به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نامه احمد میدری وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به معاون اول رئیس جمهور با موضوع افزایش مستمری و اعمال متناسب سازی حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی در سال…
گروه اندیشه: مطلب حاضر که توسط حمید عابدیان در کانل اش منتشر شده، به اصلاحات توسعه ای دکتر محمد مصدق رهبر نهضت ملی شدن نفت در تاسیس تامین اجتماعی و تامین حقوق کارگران می پردازد. در مطلب اشاره شده که در دوران کوتاه نخستوزیری محمد مصدق، دولت با نگاهی عدالتمحور، قانون بیمههای اجتماعی کارگران را در سال ۱۳۳۱ تصویب کرد. این مطلب برگرفته از کتاب «ایران در دوران دولت ملی، فرشاد مومنی - بهرام نقش تبریزی، نشر نهادگرا ، ص ۱۸۱-۱۸۰ است که در ادامه آن را می خوانید:
گروه اندیشه: به مناسبت زادروز کارل مارکس، پیام حیدر قزوینی مطلب نوشته در روزنامه شرق. از نظر قزوینی، «مانیفست کمونیست» فراتر از یک بیانیه سیاسی، اثری درخشان در تراز ادبیات جهانی است که مارکس در آن با وامگیری از ایده «ادبیات جهانی» گوته، پیوندی عمیق میان فرمهای روایی و واقعیتهای اقتصادی برقرار کرد. مارکس با تکنیک «مونتاژ»، شش فرم ادبی متمایز از جمله روایت تاریخی، داستان گوتیک و پرسشوپاسخ را در ظرف ۱۴ هزار کلمه چنان در هم آمیخت که اثری «ابر-حماسی» خلق کرد؛ متنی که به تعبیر پیتر آزبورن، نه با تئوری محض، بلکه با قدرت «فرم ادبی» و ایماژیسم پرطراوت، تجربه تاریخ را بازنمایی میکند. این نوشتار بر آن است که رسالت مارکس در مانیفست، استفاده از زبان به مثابه کنش بود تا با ترسیم تصویری سهلتهای از گذشته، حال و آینده، «میل به تغییر» را به ضرورتی تاریخی بدل کند. مانیفست با تعالی بخشیدن به ژانر بیانیه، به مجازی برای آرزوی تغییر بدل شد که در آن کار ادبی و عمل سیاسی متناوباً به یکدیگر تبدیل میشوند. این مطلب را در ادامه می خوانید:
به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت: در فضای رسانهای و تصمیمگیری کلان، مکرراً این گزاره القا میشود که افزایش دستمزدها محرک اصلی مارپیچ تورمی است. با این حال، نگاهی عمیق به اقتصاد ایران نشان میدهد که آدرس تورم نه در فیش حقوقی طبقه کارگر، بلکه در دالانهای تاریک توزیع رانت و ارزهای ترجیحی در ابتدای زنجیره تولید کمین کرده است؛ جایی که ثروت ملی پیش از رسیدن به سفره مردم، در ایستگاههای خاص تبخیر میشود. ریشهیابی این رویکرد دستوری ما را به این حقیقت میرساند که تکیه بر ابزارهای تعزیری و سرکوب قیمتها به جای حل ریشهای ناترازیها، همواره نتایج معکوس به بار آورده است.
در اواخر دهه پنجاه، دولت وقت با راهاندازی ستادهای مبارزه با گرانفروشی، بازداشت بازرگانان و برخورد قهرآمیز با اصناف تلاش کرد جلوی تورم ناشی از درآمدهای نفتی را بگیرد که نتیجه آن فرسایش شدید سرمایه اجتماعی، تقابل بازار با حاکمیت و در نهایت تعمیق بحران اقتصادی بود.
اکنون نیز سیاستگذار با تکرار همان خطای استراتژیک، گمان میکند با افزایش تکالیف دستوری بر دوش کارفرمایان یا انقباض شدید فیشهای حقوقی میتواند ناترازیها را جبران کند.
افزایش دستمزد امسال کارگران در نگاه نخست رقمی بزرگ به نظر میرسد، اما وقتی این عدد در ترازوی واقعیتهای میدانی بازار و سقفشکنیهای مداوم نرخ ارز آزاد قرار میگیرد، آشکار میشود که این لنگر دستمزد حتی توان ایستادگی در برابر سبد معیشت واقعی را هم ندارد. خطای محاسباتی مدیریت کلان اقتصادی اینجاست که متوجه ریشههای اصلی سرچشمه تورم نیست.
بر اساس دادههای مرکز پژوهشهای مجلس، سهم دستمزد در هزینه تمامشده کالاها و خدمات در اقتصاد ایران بسیار ناچیز و کمتر از ۱۳ درصد است. از این رو، نوسانات حقوق و دستمزد علت اصلی تورم نیست، بلکه دستمزد خود معلول و متأثر از تورم ساختاری کلان است.
سیستم فعلی با اعطای یارانههای کلان پنهان به بخشهای بالادستی، نه تنها به ارزانسازی کالا برای مصرفکننده نهایی نینجامیده، بلکه از طریق کسری بودجه عمیق دولت و خلق نقدینگی مستقیماً به کاهش قدرت خرید جامعه دامن زده است.
در واقع، این یارانههای رانتی با ایجاد بسترهای غیر شفاف ارزی در ابتدای زنجیره، منابع کشور را هدر داده و فشار مالی مضاعفی را بر طبقه کارگر بار میکنند؛ به طوری که بر اساس همان گزارشهای پارلمانی، حتی شاغل بودن همدیگر، تضمینی برای عبور کارگران از لایههای خط فقر نیست و تداوم این وضعیت، پویایی را از بازار کار ربوده و انگیزه کار مولد را از بین میبرد.
جراحی واقعی اقتصاد ایران، نیازمند شجاعت برای یک چرخش پارادایمی است؛ گذار از دکترین ناکارآمد «یارانههای رانتیِ ابتدای زنجیره» به سمت دکترین «یارانههای شغلیِ متصل به زنجیره تولید».
از منظر نظریههای پولی و مالی حمایتهای انفعالیِ معیشتی و پرداخت اعانههای مستقیم در بلندمدت بدون رشد بهرهوری به موازات کسری بودجه صرفاً به انباشت نقدینگی سرگردان و تورم دامن میزنند. در مقابل، تزریق مستقیم سوبسید به دستمزد نیروی کار کمدرآمد، نه تنها انگیزه مشارکت اقتصادی را احیا میکند، بلکه سیستمهای رفاهی را از حالت صدقهای به ابزاری برای توانمندسازی تبدیل میسازد.
در این مدل، دولت به جای تخصیص ارزهای چند نرخی به واردکنندگان یا توزیع انفعالی یارانه نقدی که بلاواسطه توسط تورم بلعیده میشود، منابع حاصل از حذف رانتهای بالادستی را مستقیماً به بخش مولد و پایدارسازی هزینههای ساختاری بازار کار منتقل میکند.
سوبسید دولتی باید به صورت مستقیم سهم بیمه کارفرما را پوشش دهد. هزینههای سربار واحدهای کوچک و متوسط تولیدی را کاهش دهد و به عنوان مکمل به دستمزد واقعی نیروی کار تزریق شود.
این الگوی حمایتی پویای ساختاری بدون آنکه نقدینگی سرگردان ایجاد کند، بهرهوری کارگاهها را بالا برده و امنیت شغلی را تضمین میکند.
دولت اگر به دنبال جراحی واقعی و ماندگار در ساختار ناترازیهاست، باید چاقوی جراحی را از روی ردیف بودجههای معیشتی و حقوق کارگران بردارد و آن را به قلب رانتهای ساختاری هدایت کند.
زمان آن فرا رسیده است که بپذیریم بقای سرمایه اجتماعی و تابآوری اقتصادی کشور دیگر تمدید سیاستهای آزموده شده و شکستخورده گذشته را برنمیتابد. اصلاحات اقتصادی زمانی مشروعیت و موفقیت کسب میکند که مردم ببینند هزینه جراحی را رانتخواران میپردازند، نه کسانی که چرخهای تولید این مرز و بوم را با سختکوشی روشن نگه داشتهاند.
رب های گوجه فرنگی ایتالیایی احتمالا حاوی گوجه فرنگی های چینی و محصول کار اجباری کارگران است.
آیت الله خامنه ای در استفتائی درباره مسئولیت کارگر برای جبران خسارت پاسخ گفتند.