
گروه اندیشه: به مناسبت زادروز کارل مارکس، پیام حیدر قزوینی مطلب نوشته در روزنامه شرق. از نظر قزوینی، «مانیفست کمونیست» فراتر از یک بیانیه سیاسی، اثری درخشان در تراز ادبیات جهانی است که مارکس در آن با وامگیری از ایده «ادبیات جهانی» گوته، پیوندی عمیق میان فرمهای روایی و واقعیتهای اقتصادی برقرار کرد. مارکس با تکنیک «مونتاژ»، شش فرم ادبی متمایز از جمله روایت تاریخی، داستان گوتیک و پرسشوپاسخ را در ظرف ۱۴ هزار کلمه چنان در هم آمیخت که اثری «ابر-حماسی» خلق کرد؛ متنی که به تعبیر پیتر آزبورن، نه با تئوری محض، بلکه با قدرت «فرم ادبی» و ایماژیسم پرطراوت، تجربه تاریخ را بازنمایی میکند. این نوشتار بر آن است که رسالت مارکس در مانیفست، استفاده از زبان به مثابه کنش بود تا با ترسیم تصویری سهلتهای از گذشته، حال و آینده، «میل به تغییر» را به ضرورتی تاریخی بدل کند. مانیفست با تعالی بخشینسال رفته، میکوشد به او اثبات کند که برخی از ایدههای اجتماعیاش را از شاعر پیر الهام گرفته است.
گرچه این دیدار خیالی است اما شاید ردی از حقیقت هم در آن نهفته باشد. هلدرلین شاعری بهشدت انسانگرا و آرمانگرا بود و بیش از هر چیز دغدغه سعادت بشری را در سر داشت. او البته تحقق این سعادت را در گرو احیای تمدن یونان عتیق میدانست و مارکس برخلاف او در پی به چنگ آوردن سعادت در آینده بود. آیندهای که جامعه در آن، به تعبیر تری ایگلتون، بهگونهای سازمان یافته که کار تا حد مقدور بهصورت خودکار درآمده باشد، یعنی به شکلی که انسانها، هم سرمایهداران و هم کارگران، دیگر به ابزارهای صرف تولید فروکاسته نشوند، بلکه این امکان را داشته باشند که شخصیتهای خود را بهصورت تام و تمام پرورش دهند.
۲۱۶۲۱۶
