برچسب کارن همایونفر

کودک و فرشته 1387

در آخرین روز تابستان سال 1359 وقتی فرشته و خانواده‌اش آماده می‌شوند در جشن عروسی یکی از اقوام نزدیک شرکت کنند، غرش صدای هواپیماهای جنگنده‌ای که از مرز عبور کرده‌اند موجب می‌شود پدر فرشته تصمیم بگیرد از خیر عروسی خواهرش بگذرد و خانواده‌اش را از مهلکه بدر ببرد...

هیچ 1388

مردی که به خاطر پرخوری زیاد همه اطرافیان خود را ناراضی کرده، به بهانه ازدواج، با مادر خانواده وارد یک خانواده شلوغ و بی پول جنوب شهری میشود به این امید که با درآمد مستمری که دارد دردی از آنها دوا کند غافل از اینکه…

از دوردست 1384

سه موقعيت مختلف از زندگي يك جوان امروزي ايراني در شهر تهران است. او به عنوان يك دانشجوي سينما، يك تاجر علاقه مند به نقاشي و يك آرشيتكت در تلاش است. در مواجهه با تاريخ و كلمه، نقش و عشق، و آسمان و زمين، به آرامش و تعادل دست يابد.

ایستگاه بهشت 1385

ایستگاه بهشت داستان نابینایی را بیان می‌کند که برای به دست آوردن بینایی‌اش تلاش زیادی به خرج می‌دهد، اما در این راه با مسایل تازه‌ای برخورد می‌کند که در تغییر نگاه او به زندگی بسیار مؤثر است.«سروش» نابیناست اما به خاطر حس قوی ای که دارد، گاهی مثل یک بینا رفتار می‌کند. او مدت هاست که برای درمان چشمش به بیمارستان می‌رود و به یکی از پرستارها علاقمند شده. اما این علاقه فقط در دل سروش است و همین قضیه، اتفاقات جدیدی را در زندگی او به وجود می‌آورد.

سوت پایان 1389

سامان و سحر زوج مستندسازي هستند كه زندگي آرامي را در شهر تهران مي گذرانند. اما در فيلمي كه سامان براي تلويزيون ساخته صحنه اي خراب مي شود و سامان به علت گرفتاري، تكرار صحنه فيلمبرداري را به همسرش سحر مي سپارد. سحر، دختري كه در آن صحنه بازي كرده را به همراه دستيارش بعد از جستجوي فراوان پيدا مي كند اما با نزديك شدن به دختر متوجه مشكل بزرگي در زندگي او مي شود.

زادبوم 1385

داستان فیلم دربارهٔ یک خانواده است که هر کدام از اعضای آن در یک نقطه دنیا مشغول هستند. بیژن امیری معاون یک کاندید انتخاباتی ریاست جمهوری است که در آستانه پیروزی به سر می‌برد. همسر او مریم یک پزشک زیست‌شناس است که در قشم بر روی لاکپشت‌های دریایی و بازگشت سی سال پس از تولد آن‌ها برای تخم گذاری به زادگاهشان تحقیق می‌کند و سعی می‌کند جلوی انقراض آن‌ها توسط مردم قشم را بگیرد. او به دلیل خیانت همسرش به وی، او را ترک کرده ولی به دلیل فرزندانشان از او طلاق نگرفته‌است. پسر آن‌ها امیرعلی در آلمان تحصیل می‌کند و به کمک نوه پروفسوری که سی سال قبل برای لاک‌پشت‌های قشم پلاک گذاری کرد سعی می‌کنند به مریم کمک کنند تا نسل لاک‌پشت‌ها از بین نرود. دختر آن‌ها سارا به همراه همسرشدر دبی زندگی می‌کند که در آستانه جدایی از همسرش است و می‌خواهد با کمک پدرش به کانادا مهاجرت کند. پدر بیژن یک سرهنگ بازنشسته نیروی دریایی است که در آلمان به تنهایی در کشتی خود زندگی می‌کند. اما داستان زمانی جدی می‌شود که بیژن و همکارانش در انتخابات شکست می‌خورند و بیژن دچار عارضه مغزی می‌شود. این بهانه ای می‌شود تا مریم او را به پیش خود در قشم و به فضایی دور از سیاست منتقل کند.

عرق سرد 1396

افروز اردستاني (باران کوثري) کاپيتان تيم ملي فوتسال زنان ايران است. با گلزني افروز تيم ملي براي اولين بار به فينال بازي‌هاي آسيايي راه پيدا مي‌کند و عازم مالزي مي‌شود، در فرودگاه افروز در ميابد ممنوع الخروج است.

آشفته گی 1397

داستان آشفتگی، روایت دو برادر دوقلو به نام‌های بردیا و باربد، هر دو با بازی بهرام رادان است. روند پیش‌برد داستان اینگونه القا می‌کند که بردیا و باربد از زمان کودکی در تمام زندگی خود، با هم در رقابت بوده‌اند.