برچسب کارن همایونفر

بی صدا فریاد کن 1386

مرگ با قرص ‎های تقلبی «اکس» و «برنج» که هم بی‌فریاد است و هم بی‎صدا. فردی پس از انتقال به یک بیمارستان نظامی بر اثر مصرف قرص ‎های اکس می ‎میرد. سرهنگ باقری علت مرگ بیمار را جویا می‎شود و دکتر لیلا افخمی، افسر نیروی انتظامی در آن بیمارستان، گزارش خود را نسبت به تولید نادرست و بی ‎رویه ‎‏ی قرص‌های اکس و برنج در کشور ارائه می ‎کند و خود از سوی سرهنگ باقری مامور رسیدگی به این پرونده می ‎شود و …

تنهایی لیلا 1394

داستان این سریال دربارهٔ محمد، متولی امامزاده‌ای است که در زلزله خانواده خود را از دست داده‌است. دختری به نام لیلا که عاشق محمد می‌شود، او را در شرایط ویژه‌ای قرار می‌دهد و ایمان او را محک می‌زند. لیلا دختری است از خانوادهٔ ثروتمند و البته غیرمذهبی و نازپرورده بود که نامزد هم داشت ولی عشق به محمد کاملاً او را دگرگون می‌سازد و ایمان او را تحکیم می‌کند او با محمد ازدواج می‌کند و صاحب یک فرزند می‌شود[۲] ولی محمد بر اثر سکته قبلی می میرد و این شروع داستان مشکلات لیلا است.

دادستان 1399

عماد فتاحی که دانشجوی دانشگاه است از بالای ساختمان دانشگاه سقوط می‌کند و هنوز معلوم نیست علت مرگش خودکشی است یا دست‌هایی پنهان سعی در ساکت کردن او دارند. دانشجویی که با سماجت و پیگیری سعی در افشای فساد در مسئولان از جمله نمایندگان مجلس را دارد. بر اساس خلاصهٔ منتشرشده، این مجموعه تلویزیونی، یک مجموعه تلویزیونی تخیلی بوده و مربوط به هیچ دولتی نیست.[۱]

صاحبدلان 1385

صاحبدلان، زندگی پیرمردی صحاف به نام سید خلیل صحاف‌زاده را روایت می‌کند که با ورود قرآنی برای صحافی به خانه‌اش خودش و نوه‌اش، دینا وارد ماجراهایی می‌شوند که از داستان پیامبران در قرآن الهام گرفته شده‌است.

بعد از تو 1399

داستان فیلم حول محور زندگی دختر جوانی می گردد که به دنبال خوشبختی در هرج و مرج این جهان پرسه می زند. یک روز او سوار یک تاکسی می شود غافل از اینکه زندگی او برای همیشه دستخوش تغییر می شود

به وقت شام 1396

حسن و علی، پدر و پسر خلبانی هستند که مأموریت ویژه آن‌ها به پرواز درآوردن یک هواپیمای ایلوشین در تَدمُر به سمت دمشق است. آن‌ها باید مردم تحت ظلم داعش را به وسیله این پرواز نجات دهند اما در این راه مشکلات زیادی در انتظار آنها است....

شب واقعه 1387

چهلمين روز بعد از آغاز جنگ تحميلي، درياقلي سوراني پس از آن كه خانواده اش را از شهر آبادان راهي مي كند، به اوراق فروشي خود در حاشيه بهمن شير برمي گردد و با ماجراهايي روبرو مي شود...

دموکراسی تو روز روشن 1388

سردار امير ستوده از سرداران هشت سال دفاع مقدس است که در سازمان تحقيق و تفحص در امور شهدا مشغول به‎كار است. سردار امیر ستوده در تصور خانواده و مردم یکی از شخصیت‌های بی ریا، متعهد، مومن، به‌دور از تجملات دنیا است که بعد از جنگ خالص باقی مانده و به خاطر خالص بودنش هنوز در خانه استیجاری زندگی می کند و چیز از خود ندارد.

او دارای یک دختر به نام زهرا است، که به پدر خود ایراد مي‌گيرد، "چرا با آنکه خودت پای برگه عالم و آدم را براي در خواست وام امضا می کنی، خودمان نمی توانیم وامی را بگیریم و از استیجاری بودن منزل نجات پیدا کنیم" که با توجیهات همیشگی پدر مواجه می شود. امیر ستوده همچنین دارای پسری است که توجه زیادی به پدر خود ندارد و همیشه مورد سرزنش پدر بابت موهای بلند و ظاهری غیر موجه است.