موج اول 1400
قصه در مورد زندگی کادر درمان در زمان شیوع ویروس کرونا است. در این مجموعه تلویزیونی قرار است به تلاش شبانه روزی کادر درمان و نیروهای جهادی برای مقابله با بیماری کرونا پرداخته شود.
قصه در مورد زندگی کادر درمان در زمان شیوع ویروس کرونا است. در این مجموعه تلویزیونی قرار است به تلاش شبانه روزی کادر درمان و نیروهای جهادی برای مقابله با بیماری کرونا پرداخته شود.
داستان آن درباره پزشکی مجرب به نام سعید است که در اثر حادثه ای شخصیتی دوگانه پیدا کرده و گاهی دست به دزدی می زند.
«به من نگو قراضه» داستان مردی است که تلاش میکند خاطرهای را برای همسرش زنده کند که دچار آلزایمر شده و در این مسیر با یک راننده تاکسی روبهرو میشود. و از این قرار است ..
خرم علیرضا خمسه حسابدار بازنشستهای است که حالا با مسافرکشی درونشهری گذران زندگی میکند. از قضا روزی خرم خسیس با مردی جمشید مشایخی که تاجر فرش است آشنا میشود و آقای مسافر شیفته خودرو قراضه وی میشود. تاجر فرش که راهی سفر به خارج است متعهد میشود تا پس از بازگشت به تهران خودروی شاسی بلند خود را با اوتول آریای آقا خرم طاق بزند و برای اینکار هزار دلار نیز ودیعه میپردازد. خرم موضوع را با یکی از دوستانش در میان می گذارد اما یک هفته از این ماجرا نگذشته که خرم تصادف منجر به جرح میکند و از آنجایی که خودرو او فاقد بیمه است روانه زندان میشود. دوست خرم ناچار میشود داستان ماجرا را برای برادر زن خرم (فاطمه صدرایی) بازگو کند تا شاید فرجی شده و او از زندان آزاد شود و همین موضوع سبب میشود تا دایی حمیدخسرو احمدی طمع کرده و با فریب خواهر اوتول آریا را به بهانه معاوضه با خودرو صفر کیلومتر از چنگ آنها در آورده و خود با تاجر فرش معامله کند.
دایی حمید خودرو را تعویض میکند و این درحالیست که خودرو تعویضی یک میلیونیم خودرو تعویض شدهاست و به همین مناسبت جشنی در ستاد تعویض خودروهای فرسوده برگزار میشود و به همسر خرم تخفیف ویژهای تعلق میگیرد. خرم مراسم را از تلویزیون زندان میبیند و از عشق ماشین از دست رفته اش به جنون میرسد و این همزمان با آزادی او از زندان است و....
داستان فیلم درباره یوسف، پسر دانش آموزی است که پدر خود را از دست داده، و با مادرش تنها زندگی می کند. او در خیال خود هر کجا، پسری به نام داود را می بیند و به دنبال او رفته، ولی او را گم می کند و احساس قرابت با او دارد. یوسف، عکسی را پیدا می کند و داود را در آن عکس همراه با دوستانش میبیند، مادرش به محض دیدن عکس، او را می شناسد، او شاگرد شوهرش در عکاسی بوده و پس از یادگیری عکاسی به جبهه رفته، و دیگر خبری از او نیست. یوسف در خیال خود زندگی داود و دوستش علی را، تا زمان جبهه و شهادت آنها مرور می کند که ...
مرد ثروتمندی در آستانه ورشکستگی هست و به خاطر هزینههای بالای خانواده خود نمیتواند کار خود را پیش ببرد در همین زمان یک رستوران متروکه در شمال کشور به عنوان ارث به همسر این مرد میرسد. محبوبه همسرش خانواده را راضی به رفتن به شمال و اداره این رستوران برای سر و سامان دادن دوباره به زندگیشان میکند و…
این سریال راجع به باغی است که عمه آذر برای برادرزاده هایش به ارث گذاشته و شرط استفاده از آن هم این است که یک سال این 4 تا خانواده کنار هم زندگی کنند
سرجوخه با روایت دو قصه موازی، به زندگی دو شخصیت غلامرضا و کیان که از دو طبقه اجتماعی مختلف با انگیزهها و کشمکشهای متفاوت هستند میپردازد که هر دو در راه رسیدن به عشق موانع و اتفاقات زیادی سر راهشان قرار میگیرد که روند رسیدن را کندتر و جذابیت قصه را بیشتر میکند.
کله پزی که عشقش به استقلال را با هیچ چیز دیگر عوض نمی کند دختری دارد که خواستگاری پرسپولیسی دارد و همین علاقه است که با مخالفت پدر روبرو می شود. در ادامه پدر دختر در تصادفی می میرد و ضارب متواری می شود تنها شاهد اتفاق مردی است با یک چشم که فقط رنگ و نوع ماشین را تشخیص داده است. به همین دلیل تمامی پژوهای سبزرنگ داخل شهر فراخوانده می شوند و داستان وارد فاز کلانتری می شود. افسر پرونده و چند تن از مأمورین کلانتری به دنبال قاتل می گردند. تا اینکه …