برچسب پرستو گلستانی

فرار بزرگ 1383

فرار بزرگ روایتی طنزآمیز از سال‌های پایانی حکومت محمدرضا پهلوی است. روایتگر شکنجه و سرکوب معترضین توسط ساواک، و وقایعی که به مرور باعث مهاجرت شاه و اطرافیانش به مصر شدند.

عقیق 1368

این مجموعه تلویزیونی بر اساس زندگی واقعی بانویی است که به عنوان «دامدار نمونه» شناخته شده بود. این بانو که «ربابه دهقان» نام دارد، با وجود مشکلات فراوان و مخالفت فرزندان که زندگی شهری را ترجیح می‌دهند، در یکی از روستاهای اطراف اراک، یک گاوداری احداث کرده و در اطراف آن نیز یک مزرعه علوفه ایجاد نمود.

روزی عقابی 1377

یک اثر باستانی باارزش (استوانه کوروش) از موزه به سرقت می‌رود. کارآگاهانِ پلیس آگاهی ناجا درصدد پیدا کردن عاملانِ سرقت بر می‌آیند. از آن سو، یکی از سارقان، همدستان خود را فریب داده و …

دنیای شیرین 1376

این مجموعه تلویزیونی، داستان دو خانواده (هفت شخصیت ثابت) است که گوینده داستان، دختری به نام «شیرین» با بازی زهرا جواهری» است. او همراه با پدرش که یک گلفروش، مادرش که یک پرستار، دو برادر کوچکترش که هرسه دانش‌آموز هستند و در همسایگی آنها دایی آنها و پسر کوچکش در یک طبقه از یک آپارتمان زندگی می‌کنند. در هر قسمت، آنها با موضوع تازه‌ای درگیر می‌شوند.

دانی و من 1377

این مجموعه تلویزیونی، دربارهٔ شخصی به نام غزل است، که در میان خانواده ای زندگی میکند و به تنهایی نقاشی میکشد.روزی یکی از نقاشی ها زنده میشود و یک بچه دایناسور به نام دانی از نقاشی می آید.روزگار آنها به خوبی و خوشی سپری میشود تا اینکه روزی ...

توپ گرد 1381

۵ نوجوان به بهانه تشکیل یک تیم فوتبال، گرد هم می آیند و در ادامه داستان، ماجراهای مختلفی برای هر یک از آنها رخ می‌دهد.

پدرسالار 1372

داستان مجموعه دربارهٔ پدر میانسالی به نام «اسدالله» است.اسدالله‌خان پدری مهربان،خانواده‌دوست،دلسوز و در عین حال سختگیر و پرصلابت است.به باور او همهٔ پسرانش پس از ازدواج می‌بایست در خانهٔ بسیار بزرگ او زندگی کنند.او چنین سیاستی را در مورد دو دخترش «مهری» و «زری» در پیش نگرفته و به همین جهت آن‌ها دارای زندگی مستقلی هستند.

ماجرای اصلی فیلم از ازدواج آخرین فرزند او «ناصر» آغاز می‌شود.ناصر که با دخترعموی خود «آذر» وصلت کرده به ناچار باید همانند دو برادر بزرگ‌تر خود در خانهٔ پدری زندگی کند.اما همسرش آذر که شاغل است و استقلال‌طلب و لجباز،زندگی در خانهٔ پدرشوهر را منطقی نمی‌داند و شروع یک زندگی کاملاً مستقل و به‌دور از دخالت‌های دیگران را طلب می‌کند...

بهاران در بهار 1373

«نصرت» به طمع به‌دست آوردن زمینهای «معمار» تلاش می‌کند پسرش «جواد» را به عقد دخترِ معمار درآورد. از طرفی پسرش جواد که در کارگاه «آقارضا» کار می‌کند، به دختر او «معصومه» علاقمند است؛ اما «صادق» برادر معصومه با این ازدواج موافق نیست. در این میان کارگاه آقارضا به شکل مرموزی آتش می‌گیرد و کتیبه‌ای قدیمی و گرانبها نیز مفقود می‌شود. این واقعه، درگیری‌های جدیدی را در پی دارد و…