یادداشت – روزمرگیهای خانم ابراهیمی
خانم ابراهیمی قبل از همه در اداره حاضر است. به قول خودش زودتر از همه میرسد که آب و جارویی بکند.
خانم ابراهیمی قبل از همه در اداره حاضر است. به قول خودش زودتر از همه میرسد که آب و جارویی بکند.
آدمیزاد است دیگر. دنبال تفنن. خواندن بعضی ارقام، بدون شرح اضافی ممکن است برای شما هم موجب انبساط خاطر باشد.
تابهحال دیده نشده راننده قطاری که دارد جلو میرود، دو سه دقیقه یک بار از توی بلندگو داد بزند: «در حال رفتن هستیم.»
بخشی از گفتوگوی کوتاهی میان دو نفر در کتاب «گفتوگوی فراریان» اثر برتولت برشت
این داستان را برتولت برشت در گفتوگوی فراریان تعریف کرده است
برتولت برشت داستانکی دارد که سعید ایمانی آن را به فارسی برگردانده است
در قصبه کوچکی در ایالت تورگو، شیرفروشی زندگی میکرد که غیر از گاوش چیزی نداشت. از اقبال بد شیرفروش، حاکم ایالت بیماری سختی گرفت
مخاطبان بیلبورد شهرداری از قضا مشتاقانه آماده دانستن نقصها هستند. به همین خاطر با دیدن هر عددی از خودشان میپرسند از کجا معلوم؟