برچسب هیات و دانشگاه

ماجرای هیاتی شدن یک آرمان‌گرای تنها/ میم مثل مصیبت

میم را در دانشگاه از در بیرون می انداختند از پنجره تو می آمد. می گفت توی دانشگاهی که گرد مرگ پاشیده اند و دانشجوها شبیه بچه مدرسه ای ها فقط دنبال درس و مشق شان هستند هیأت باید کاری کند که بچه ها سردر گریبان نباشند.

روایت یک هیات ساده و صمیمانه/ همه عالم فنا، باقی حسین است

تصمیم گرفتم کل دهه بیایم همین‌‌جا، همین‌‌جا که انگار در مجموع بد نگذشته بود. همین‌‌جا که احساسات جدیدی به من داده بود. از کل آن شب اما، آنچه که هنوز زمزمه می‌‌کنم، همین است: همه عالم فنا، باقی حسین است...