برچسب هدیه تهرانی

سلطان 1375

آقاي باهري در آخرين لحظات زندگي پانصد متر از زمين خانه خود را به آقاي كوهساري سرايدارش مي بخشد. جهان مهر و جهانگير، پسران آقاي باهري برگه واگذاري پانصد متر زمين را به مريم دختر آقاي كوهساري مي دهند، اما يك جيب بر به نام سلطان وقتي مريم از ترمينال به خانه مي آمده مدارك را از او مي زند و براي برگرداندن سندها مقدار زيادي پول مطالبه مي كند كه پسران آقاي باهري حاضر به پرداخت اين نيستند و مي خواهند با ترساندن سلطان مدارك را از او پس بگيرند. اما سلطان مدارك را به مريم مي دهد و از او مي خواهد كه از حق خودش دفاع كند و نگذارد پسر آقاي باهري سهم او را به برج سازان تهران دهد. از طرفي جهانگير بي خبر از اينكه سلطان مدارك را به مريم كوهساري داده است با چند تن از برج سازان و واسطه هاي خريدار زمين با سلطان درگير مي شوند و سلطان هم با نارنجكي كه از دوست شهيدش به جا مانده به استقبال آن ها مي رود.

چتری برای دو نفر 1379

ياسمن پاكروان بدنبال ايجاد مزاحمت هاي مكرر همسر سابق خود به احسان دانشور وكيل مجرب مراجعه مي كند. ياسمن در پي بالا گرفتن مزاحمت هاي همسرش با كمك گرفتن از احسان در منزل او ساكن مي گردد و به تدريج به او علاقمند مي شود. مينو همسر احسان كه با ديدن ياسمن و توانايي مالي او وسوسه شده است، پس از توافق با ياسمن، در قبال پرداخت بدهي خود، احسان را به ياسمن مي فروشد. اما احسان كه از ماجرا مطلع مي شود، همراه با دختر كوچكش لاله، منزل را ترك كرده و آنها را تنها مي گذارد و همسر ياسمن در پي تعقيب او به خانه حمله مي كند ولي توسط مينو و ياسمن كشته مي شود.

هفت دقیقه تا پاییز 1388

زندگي مريم و فرهاد در آستانه فروپاشي است. ميترا خواهر بزرگ تر مريم، براي کمک به اين زندگي تلاش مي کند. ميترا، مريم و نيما (شوهر ميترا) عازم سفر مي شوند و اتفاق هايي در طول سفر رخ مي دهد که همه چيز را برخلاف پيش بيني ها مي سازد ...

بدون تاریخ بدون امضا 1395

دکتر کاوه نریمان (امیر آقایی) در زمان رانندگی با یک موتورسیکلت که خانواده ای سوار آن بوده تصادف می کند. فردای آن روز او در محل کارش در پزشکی قانونی با جسدی روبه‌رو می‌شود که او را می‌شناخته اما از روبه رو شدن با خانواده متوفی خودداری می کند …

زمانه 1380

ازدواج سعيد و زمانه كه در همسايگي هم زندگي مي كنند، به رغم قول و قرارهاي قبلي، با مخالفت خانواده دختر و به خصوص پدر او روبرو مي شود كه به دليل جانبازي سعيد به اين ازدواج راضي نيست. زمانه كه از سخت گيري هاي خانواده اش به تنگ آمده، به سعيد پيشنهاد فرار و بعد ازدواج مي دهد ولي سعيد قبول نمي كند. خانواده زمانه براي اين كار به اين ارتباط پايان دهند، زمانه را روانه خانه خاله اش مي كنند. اختلاف ميان سعيد و پدر زمانه بالا مي گيرد و سعيد براي اين كه به خواسته اش برسد، ابتدا چاقو و بعد فشنگ هايي را كه از زمان جنگ نگه داشته برمي دارد و با تهديد چاقو، اسلحه دوستش قاسم را كه نامزد خواهرش زري نيز هست پس از زخمي كردن او مي گيرد. سعيد به خانه پدر زمانه مي رود و دختر و پسر كوچك خانواده را كه در خانه تنها هستند گروگان مي گيرد و پدر زمانه را تهديد مي كند كه تا وقتي زمانه به خانه بازنگردد، بچه ها را نگه خواهد داشت. به زودي خانه به محاصره نيروي انتظامي درمي آيد و سرانجام پدر زمانه كه متحول شده و به اشتباهاتش پي برده، به زمانه زنگ مي زند تا به خانه برگردد. با رسيدن زمانه، بچه ها آزاد مي شوند و عاقد دعوت مي شود تا خطبه عقد را بخواند ولي همان موقع قاسم در بيمارستان بر اثر شدت جراحات مي ميرد.

شبانه 1384

شبنم همراه دو دوستش، ساناز و خاطره به قصد گذراندن شبي خوش از خانه خارج مي شوند. اما اتفاق ناگواري كه براي برادرش روي مي دهد، حوادث تازه اي را براي او و دوستانش رقم مي زند.

پارتی 1379

امين حقي تصميم دارد وصيت نامه برادر شهيدش حسين در روزنامه چاپ كند. مخالفين امين كه اين اقدام او را به ضرر خود مي بينند پس از تهديد و شكنجه طي توطئه اي او را به دادگاه احضار مي كنند. همسر امين (نگار) به همراه چند تن از دوستان امين از جمله آزاد تصميم به تهيه پول براي آزادي او مي گيرند. اما موفق به فراهم آوردن پول نمي شوند. آن ها سرانجام با تصميم آزاد منزل مسكوني خود را كه متعلق به خواهر امين است جهت تهيه منبع وثيقه اجاره مي دهند امين كه بطور اتفاقي پس از آزادي در جريان اجاره منزل براي جشن پارتي قرار مي گيرد آزاد را از منزل خود بيرون كرده و آزاد نيز تحت فشارهاي روحي خودكشي مي كند. امين پس از دستيابي به نامه آزاد كه خطاب به او نوشته بود در جريان ماجرا قرار مي گيرد و مي فهمد عمويش اكبر حقي كه در آستانه برگزاري انتخابات مجلس درصدد بدست آوردن آراء بيشتر بوده، با فريفتن آزاد، متن وصيت نامه برادر امين (حسين) را بدست آورده و پس از متهم ساختن امين با دروغ پردازي نشر اكاذيب صاحب شهرت شده و امين نيز به يكسال حبس محكوم مي شود. امين كه پس از آزادي از زندان تصميم به ادامه فعاليت خود گرفته بود پس از تهديد توسط مخالفين كشته مي شود.